Document Type : Research Paper

Author

Faculty member of Arak University

10.22054/ajsm.2025.83150.2092

Abstract

یکی از قرائن مهم فهم مقصود اصلی گوینده،« قرینه سیاق» است. بر این اساس مفسران از گذشته تا کنون در تفسیر آیات قرآن و کشف مقصود اصلی خداوند، بر قرینه سیاق تکیه کرده اند.نویسنده تفسیر« المیزان» در موارد گوناگون از قرائن خصوصا قرینه سیاق بهره برده است. ، سیاق محور بودن تفسیر المیزان سبب شده که این قرینه جایگاه مهمی در تفسیر مذکور داشته باشد. در باره مقصود علامه از سیاق در تفسیر المیزان مقالاتی نگاشته شده است که به نظر می رسد نویسندگان آن مقالات فهم خویش از سیاق را بر تفسیر المیزان تحمیل کرده اند.نگارنده در این نوشتار در صدد است که با استفاده از متن تفسیر المیزان مقصود علامه از قرینه سیاق را واکاوی کند.با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی نگارنده به این نتیجه رسید که مقصود علامه طیاطبایی از سیاق در تفسیر المیزان مضمون و محتوای آیه است. لذا با دیدگاه علامه طباطبائی در باره ترتیب اجتهادی برخی آیات قرآن منافاتی ندارد.همچنین بر اساس مقصود علامه از قرینه سیاق، قرینه مذکور لبی است نه لفظی لذادر برابر سایر قرائن لفظی نمی تواند ایستادگی کند.به نظر می رسددیدگاه علامه طباطبائی درباره تقدم قرینه سیاق بر حدیث هنگام تعارض با حدیث ، قابل تأمل است ؛زیرا علامه طباطبائی خبر واحد تفسیری را حجت نمی داند لذا سیاق هیچ گاه با خبر واحد دچار تعارض نمی شود زیرا تعارض میان دو حجت است نه میان حجت و لا حجت.

Keywords

Main Subjects