جایگاه ولایت‌پذیری و ولایت‌مداری در اسلام و عوامل مؤثّر بر تحکیم آن مبتنی بر قرآن کریم و روایات معصومین(ع)

نوع مقاله: علمی- ترویجی

نویسندگان

1 دانشگاه علامه طباطبایی

2 دانشگاه علوم تحقیقات تهران

چکیده

چکیده
ولایت یکی از ارکان اصلی و آموزه‌های اساسی دین مبین اسلام و به تعبیر دقیق‌تر، اصلی‌ترین و اساسی‌ترین آموزة آن است. هدف اصلی این تحقیق، بررسی مؤلّفه‌های ولایت‌مداری و عوامل مؤثّر بر تحکیم آن بر مبنای آیات قرآن کریم و روایات معصومین(ع) است. بخش‌های مختلف این تحقیق شامل دلایل اهمیّت ولایت‌مداری، مؤلّفه‌های ولایت‌مداری، عوامل مؤثّر در تحکیم ولایت‌مداری، آثار روحی و معنوی ولایت‌مداری و پیامدهای زیانبار تکذیب و مخالفت با ولایت می‌باشد که در این تحقیق، با استناد به آیات قرآن کریم و روایات معصومین(ع) مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. نتیجة تحقیق نشان می‌‌دهد که آموزه‌های اسلامی، زمانی معنای واقعی به خود می‌گیرد که در چارچوب ولایت و در محور و مدار آن تحقّق یابد. شرط پذیرش اعمال، ولایت‌مداری است و هر کس که به ولایت نزدیکتر شود و در ولایت‌مداری استوارتر گردد، بهرة بیشتری از چشمه‌های معنوی خواهد برد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Position of the system of Wilayah (Velayat Paziri) and Guardianship-Centeredness (Velayatmadary) in Islam According to the Quran and Hadiths

نویسندگان [English]

  • esmaeel kharestani 1
  • fatemeh seifi 2
چکیده [English]

Abstract
The leadership is one of themain pillars and the basicteachingsof Islamandmore precisely and it is the basicandfundamentaldoctrine ofit.The main purpose ofthisresearch is the study of components of guardianship-centeredness and the effective factors onitsconsolidation according to the Quran and hadithes.Different parts of theresearchare the reasons of importance of guardianship-centeredness, thecomponents of guardianship-centeredness, effective factors onitsconsolidation, its mental and spiritualeffectsandtheharmful resultsof denial or refutation and opposition to the leadership. These issuss are investigatedandanalyzed in this research according to the Holy Quran and the traditions of Imams (AS).The result ofthe study shows thatwhen Islamic teachings arefulfilled in the context of leadership and itsaxisand its orbit, will have realmeaning. The conditions of admission of apply is guardianship-centeredness andeveryonewhoiscloserto theleadership or velayat and every one who is steadier to guardianship-centeredness, hewill benefitmorefromspiritualsources.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Key words: Guardianship-Centeredness
  • the Component
  • Consolidation
  • The Holy Quran's verses
  • Hadithes

مقدّمه

از جمله مباحثی که نیاز به بررسی‌های بسیار و دقیق دارد، توجّه کردن به مسئلة ولایت است. برخی پنداشته‌اند که ولایت منحصر و محدود به محبّت و مودّت نسبت به اهل بیت(ع) است، در صورتی که با استناد به قرآن و روایات معصومین(ع) معلوم می‌شود که در بحث دیگری هم مطرح می‌باشد. یکی از مهم‌ترین آنها، مسئلة رهبری امّت اسلام بعد از پیامبر اکرم(ص) است که به اعتقاد شیعه، به امر خدا و پیامبر(ص) بر عهدة امامان دوازده‌گانه بوده است و پس از ایشان و در زمان غیبت امام عصر(عج)، بر عهدة فقیه عادل، آگاه و جامع‌الشّرایط است.

ولایت از جایگاه بلند اعتقادی و محتوای عمیق ارزشی برخوردار است و از ذخایر و گنجینه‌های نهفتة درون عالَم و آدم حکایت می‏کند که از سرچشمة حقایق باطنی جهان و کُنه وجود عالم و مبداء اعلای فیض، یعنی وجود واجب تعالی فیضان کرده، جان و جهان را حیات بخشیده است و بر همة آنچه که هست، از مُلک و ملکوت، غیب و شهود، تکوین و تشریع، سیطره پیدا کرده است: Pهُنَالِکَ الْوَلَایَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ...: در آنجا ثابت شد که ولایت (و قدرت) از آنِ خداوندِ بر حق است...O (الکهف/ 44)؛ P...وَبَرَزُواْ للّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ: و آنان در پیشگاه خداوند واحد قهّار ظاهر مى‏گردندO (ابراهیم/ 48).

علاوه بر آیاتی که محوریّت این موضوع را بیان می‌کنند، روایات متعدّدی وارد شده که اسلام را بر پنج پایه استوار دانسته است و از میان آنها، ولایت را مهم‌ترین رکن برشمرده است؛ از جمله در حدیثی از امام محمّد باقر(ع) چنین نقل شده است: «بُنِیَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ عَلَى الصَّلاَةِ وَ الزَّکَاةِ وَ الصَّوْمِ‏ وَ الْحَجِّ وَ الْوَلاَیَةِ وَ لَمْ یُنَادَ بِشَیْ‏ءٍ کَمَا نُودِیَ بِالْوَلاَیَة: اسلام بر پنج پایه استوار گردیده است: نماز، زکات، روزه، حج و ولایت. آنچنان‌که کسی به ولایت فراخوانده شده، به هیچ چیز دیگری فراخوانده نشده است» (کلینی، 1385، ج 2: 18).

قرآن کریم در عین اینکه ولایت را کاملاً از آنِ خدا و منحصر در او می‌‌داند (الشّوری/ 9)، آن را برای پیامبراکرم(ص) و ائمّة اطهار(ع) نیز اثبات کرده است (المائده/ 55). هر مسلمانی براى رسیدن به حیات طیّبه، نیازمند به ولیّ و رهبر است. در زمان رسول اکرم(ص)، الگو و پیشواى مسلمانان، خودِ حضرت بوده است و پس از ایشان این منصب به اهل بیت(ع) و پس از ایشان، به مرجع و رهبر دینى فقیه و جامع‌الشّرایط رسیده است. از این رو، مسئلة اصلی تحقیق حاضر این است که مؤلّفه‌های مؤثّر در ولایت‌مداری کدام است و ولایت‌مداری چه آثار روحی و معنوی به همراه دارد. برای پاسخ به این مسئله، به آیات قرآن کریم و روایات معصومین(ع) استناد شده است.

1ـ معنای لغوی و اصطلاحی ولایت

ولاء، ولایت (به فتح «واو» در ولایت)، به کسر «واو» در «ولی، مولی، اوّلی» و امثال اینها همه از مادّة «ولی» (و، ل، ی) اشتقاق یافته‌اند. این واژه از پُر‌کاربردترین واژه‌های قرآن کریم است که به صورت‌های مختلفی به کار رفته است (مطهّری، 1390: 6).

«ولایت» واژه‌ای عربی است که از کلمة «ولی» گرفته شده است. در لغت عرب، «ولی» به معنای آمدن چیزی است در پی چیز دیگر، بی‌آنکه فاصله‌ای در میان آن دو باشد که لازمة چنین توالی و ترتّبی، قرب و نزدیکی آن دو به یکدیگر است. از این رو، این واژه با هیئت‌های مختلف (به فتح و کسر) در معانی «حُبّ و دوستی»، «نصرت و یاری»، «متابعت و پیروی» و «سرپرستی» استعمال شده که وجه مشترک همة این معانی همان قرب معنوی است. منظور از واژة «ولایت» در بحث امامت، آخرین معنای مذکور، یعنی «سرپرستی» است (ر.ک؛ جوادی آملی، 1378: 129).

نزدیکی و پیوند قلبی و محبّت‌ افراد به هم‌نوع، ولایت‌ است، و نزدیکی به معنای تصرّف در امور دیگری و تدبیر آن، نوعی ولایت است. بندگی و پیوند معنوی با خدا و نیز عشق و علاقه به اولیای الهی موجب ورود به وادی ولایت می‌شود.

2ـ نقش و جایگاه ولایت در جامعة اسلامی

در قرآن کریم، «ولایت» حکایت حقیقت آدمی‏ است که استعدادهایش در اثر پیوند با ولایت تامّة الهیّه و حقیقیّة ذات ربوبی او، از راه عبادت و بندگی به منصّة ظهور و بروز رسیده است، تا آنجا که به غایت قصوای منزلت و مقام انسانی، یعنی انسان کامل نائل آمده است. در نتیجه، به مقام‏ها و منصب‏های رفیع الهی، شامل نبوّت، رسالت، امامت و مانند آن دست یازیده است، به دلیل اینکه رسالت هر پیامبری به نبوّت وی وابسته بوده است و نبوّت به ولایت او مرتبط است، سمت و سوی پیوند انسان کامل به خدای سبحان، ولایت اوست و سمت ارتباط وی به جامعة بشری رسالت اوست و رابط بین این دو، نبوّت اوست، چه اینکه تفاوت رسالت‏ها مرهون تفاوت نبوّت‏ها و امتیاز نبوّت‏ها در پرتو تفاضل ولایت‏ها می‏باشد (ر.ک؛ جوادی آملی، 1369: ‏13).

ولایت در زمان رسول خدا(ص)، با پیامبر و در زمان ائمّه، با ائمّه(ع) تحقّق یافت و در زمان غیبت امام معصوم(ع)، با نایبان عامّ آن حضرت است که از سوی حجّت الهی،‌ حجّت بر خلق هستند، چنان‌که امام زمان(عج) می‌‌فرماید: «أَمَّا الحَوادِثِ الوَاقِعَةِ فَارجِعُوا فِیهَا إِلَی رُوَاةِ أَحَادِیثِنَا فَإِنَّهُم حُجَّتِی عَلَیکُم وَ أَنَا حُجَةُ الله: برای حلّ مشکلات در حوادث ـ امور سیاسی، عبادی، اقتصادی، نظامی، فرهنگی، اجتماعی و... ـ به راویان حدیث و فقهاء مراجعه کنید که آنها در زمان غیبت، خلیفه و حجّت من بر شما هستند و من حجّت خداوند بر آنها می‌باشم» (حرّ عاملی، 1409ق.، ج 18: 101).

امام رضا(ع) در بیان فلسفة رهبری جامعة اسلامی می‏فرماید: «اگر خداوند رهبر امینی را برای سرپرستی و حفظ امانت امامت قرار ندهد، مذهب و دین به تدریج از بین خواهد رفت و سنّت پیامبر(ص) و احکام الهی دستخوش دگرگونی می‏گردد و بدعت‌گذاران چیزهایی بر دین بیفزایند و ملحدان چیزهایی از دین بکاهند و در نتیجه، حقیقت را بر مسلمانان دگرگون سازند» (ابن‌بابویه قمی، ج1384، ج 1: ‏253).

آیة 59 از سورة نساء می‌‌فرماید: Pیَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنکُمْ...:  اى کسانى که ایمان آورده‏اید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولوالأمر [= اوصیاى پیامبر] را!O و آیة 44 سورة کهف می‌‌فرماید: Pهُنَالِکَ الْوَلَایَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ...: در آنجا ثابت شد که ولایت (و قدرت) از آنِ خداوندِ بر حق است...O. این آیات بیانگر آن است که یکی از خصوصیّات فرد مسلمان، پذیرفتن ولایت خداوند متعال، رسول اکرم(ص) و معصومین و کسانی است که در ویژگی‌ها و خصوصیّات اعتقادی و علمی و رفتاری در مسیر آن بزرگواران قرار دارند.

قرآن کریم در آیة 35 سورة احزاب، پس از آنکه اوصاف اصلی مردان و زنان مؤمن را برمی‌شمارد، بلافاصله در آیة بعدی سخن از ولایت‌پذیری به میان آورده است: Pوَمَا کَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَن یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ ...O تأمّلی در سیاق این دو آیه و ترتیب آن نشان می‌‌دهد که تحقّق اوصاف برجستة ایمانی شرط لازم برای تحقّق ولایت‌پذیری در حدّ اعلای آن است (ر.ک؛ ذوعلم،1380: 50)؛ یعنی افرادی شاخص ولایت‌پذیری را دارند که دارای صفات عالیة ایمانی باشند که زیر بنای آن معرفت و بصیرت است.

3ـ دلایل اهمیّت ولایت‌مداری

1ـ3) تجلّی توحید در ولایت است

ولایت در مکتب اسلام از چنان جایگاه والایی برخوردار است که بزرگان و علمای اسلام از آن به عنوان رکن و اساس توحید و دژ مستحکم الهی یاد کرده‌اند. زمانی که حضرت علیّ بن موسی‌الرّضا(ع) به اجبار مأمون، از مدینه عازم مرو بودند، در شهر نیشابور که عدّة زیادی به استقبال آن حضرت آمده بودند، به خواست مردم توقّف کوتاهی نمودند و برای هدایت مردم به سمت توحید و احراز غاصبانه بودن حکومت عبّاسیان و اینکه حکومت و خلافت، فقط حقّ دوازده امام برحقِّ شیعه است، حدیث مشهوری به نام سلسلةالذّهب بیان فرمودند. این حدیث از جمله احادیث قدسی است که به قول دانشمندان علوم اسلامی و متخصّصین علم حدیث، راویان آن طلایی است و حدیثی محکم‌تر از این حدیث در عالم حدیث وجود ندارد.

امام رضا(ع) به نقل از پیامبر اسلام(ص) و ایشان به نقل از جبرئیل و جبرئیل از قول خداوند ـ عزّ و جلّ ـ فرموده‌اند: «إِنِّی أَنَا اللهُ لاَ إِلَهَ إِلاَ أَنَا وَحدِی، عِبَادِی فَاعبُدُونِی وَلیَعلَم مَن لَقِینِی مِنکُم بِشَهَادَةِ أَن لاَ إِلَهَ إِلاَ اللهَ مُخلِصاً بِهَا أَنَّهُ قَد دَخَلَ حِصنِی، وَمَن دَخَلَ حِصنِی أَمِنَ مِن عَذَابِی، قَالُوا یَا ابنَ رَسُولَ اللهِ وَمَا إِخلاَصُ الشَّهَادَةِ لِلَّهِ قَالَ عَلَیهِ‌السَّلاَم: طَاعَةُ اللهِ وَطاَعَةُ رَسُولِ اللهِ وَوَلاَیَةُ أَهلِ بَیتِهِ عَلَیهِمُ‌السَّلاَم» (مجلسی، 1403ق.، ج 49: 127)؛ یعنی (کلمة طیّبة «لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهَ») قلعة مستحکم و دژ استوار من است. هر کس آن را بگوید، در این قلعه و دِژ استوار داخل می‌شود و اگر در آن وارد شد، از عذاب روز رستاخیز در امان خواهد بود.

در ادامة این روایت آمده است، وقتی که امام رضا(ع) می‌خواستند به حرکت خود ادامه دهند، در حالی که سوار بر مرکب بودند، فرمودند: «بِشَرطِهَا وَ شُرُوطِهَا وَ أَنَا مِن شُرُوطِهَا»، یعنی درست است که شعار توحید و کلمة طیّبة «لاَ إِلَهَ إِلاَّ الله» حصن یا قلعة مستحکم خداست و هر کس آن را به زبان بیاورد و داخل این قلعه شود، از عذاب خدا در امان خواهد بود، از شروط آن اقرار امامت به حضرت رضا(ع) است.

فرمایش امام هشتم(ع) در روایت مذکور، نشانة ارتباط ولایت با اصل توحید است، گویى هر دو با هم آمیخته و هماهنگ است و این ویژگى بزرگ جهان‌بینى اسلامى است که توحید آن حاکمیّت و حاکمیّت آن، توحید است.

2ـ3) ولایت‌مداری عمل صالح را بالا می‌‌برد

یکی دیگر از دلایل اهمیّت ولایت‌مداری این است که موجب بالا رفت، اعمال صالح می‌شود. امام صادق‌(ع) در این خصوص می‌‌فرمایند: «فِی قَوْل اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ Pإِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ یَرْفَعُهُ...O (فاطر/ ۱۰)، قالَ: وَلایَتَنا أهْلَ الْبَیْتِ (وَ أهْوی بِیَدِهِ إِلَی صَدْرِهِ) فَمَنْ لَمْ یَتَوَلَّنَا لَمْ یَرْفَعِ اللهُ لَهُ عَمَلاً: در تفسیر آیة «سخنان پاکیزه به سوی او (خدا) صعود می‌کند و عمل صالح را بالا می‌‌برد»، فرمودند: ولایت ما اهل بیت مایة عروج عمل است (و سپس به سینة خود اشاره کردند و) فرمودند: کسی که ولایت ما را ندارد، خداوند هیچ عملی را از او بالا نمی‌برد» (عروسی حویزی، ۱۴۱۵ق.، ج ۴: ۳۵۳).

3ـ3) ولایت‌مداری؛ علّت برقراری نظم

به دنبال ولایت‌مداری، نظم در جامعه برقرار خواهد شد. حضرت زهرا(س) در این باره فرموده‌اند: «فَجَعَلَ اللهُ... اِطَاعَتَنَا نِظَاماً لِلمِلَّةِ وَ اِمَامَتَنَا أَمَاناً لِلفِرقَةِ: خداوند اطاعت و پیروی از ما اهل بیت را سبب برقراری نظم اجتماعی در امّت اسلامی و امامت و رهبری ما را عامل وحدت و در امان ماندن از تفرقه‌ها قرار داده است» (مجلسی، 1403 ق.، ج ۴۳: ۱۵۸).

4ـ3) ولایت‌مداری؛ موجب حیات جامعه

امام رضا(ع) در بیانی، بعد از ذکر بعضی از ادلّه دربارة دلیل وجود ولیّ امر، می‌‌فرماید: «...وَ مِنهَا: أَنَا لاَ نَجِدُ فِرقَةً مِنَ الفِرَقِ وَ لاَ مِلَّةَ مِنَ المِلَلِ عَاشُوا وَ بَقُوا إِلاَّ بِقَیِّمٍ وَ رَئِیسٍ، لَمَّا لاَ بُدَّ لَهُم مِنهُ فِی أَمرِ الدِّینِ وَ الدُّنیَا، فَلَم یَجِز فِی حِکمَةِ الحَکِیمِ أَن یُترَکَ الخَلقَ وَ هُوَ یَعلَمُ إِنَّهُ لاَ بُدَّ لَهُم إِلاَّ بِهِ...: ما هیچ گروه یا ملّتی را نیافتیم که بتواند به حیات و بقای خود ادامه دهد، مگر با وجود سرپرست، قیّم و رئیسی (که به امور آنان رسیدگی کند)؛ زیرا مردم به ناچار به وجود سرپرستی نیاز دارند که کارهای دنیا و آخرت آنان را تنظیم نماید» (ابن‌بابویه، 1384، ج 1: 183).

گرچه از این حدیث برای ولایت اهل بیت(ع) استفاده شده، امّا هر مخاطب آگاهی متوجّه می‌شود که لسان حدیث، کلّی است و مطمئنّاً یکی از آن اقوام، مسلمانان و شیعیان آخرالزّمان و در زمان غیبت هستند که بر طبق ادامة همین حدیث، نیاز دارند حکومت و حاکمی داشته باشند که حقّ مظلوم خود را از ظالم بگیرد و لشکری برای مقابله با دشمنان خارجی ایجاد کند و نیز اموال عمومی و بیت‌المال را بین ایشان تقسیم کند و اجتماعات مذهبی را در میان آنها بر پا نماید و رهبری کند و امر دین و دنیای آنها را در دوران غیبت اصلاح و سرپرستی نماید.

5ـ3) ولایت؛ زیربنای نبوّت و امامت

ولایت و به تعبیر رساتر، ولایت باطنی یا قرب معنوی یا ولایت تکوینی، کمال روحی و معنوی اکتسابی است که در پرتو عمل به تعالیم آسمانی اسلام و طیّ طریق عبودیّت و بندگی و نیز پیمودن صراط مستقیم هدایت به دست می‏آید و به بیان علاّمه طباطبایی(ره)، ولایت واقعیّتی است که در نتیجة عمل به فرآورده‌های نبوّت و نوامیس خدایی در انسان به وجود می‏آید (ر.ک؛ محمّدی ری‌شهری، 1376: ‏66).

6ـ3) ولایت؛ اساس و شالودة اسلام

در برخی فرمایش‌های ائمّة معصومین(ع)، از ولایت به عنوان اساس و شالودة اسلام یاد شده است. اسلام بر پنج پایه بنا شده است: «بُنِیَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ عَلَى الصَّلاَةِ وَ الزَّکَاةِ وَ الصَّوْمِ‏ وَ الْحَجِّ وَ الْوَلاَیَةِ وَ لَمْ یُنَادَ بِشَیْ‏ءٍ کَمَا نُودِیَ بِالْوَلاَیَة: اسلام بر پنج پایه استوار است: بر پا داشتن نماز، روزة ماه مبارک رمضان، دادن زکات، حجّ خانة خدا (کعبه)، و ولایت (و قبول امامت) ما خاندان رسالت» (عاملی، 1412ق.، ج 1: 14). دربارة ترک چهار پایة نخست، (در بعضی از موارد) رخصت داده شده است، ولی در مورد ترک ولایت، هیچ گونه رخصتی داده نشده است؛ یعنی کسی که ثروت ندارد، بر او زکات واجب نیست و کسی که مستطیع نیست، حج بر او واجب نیست و کسی که بیمار است، نشسته نماز بخواند و در ماه رمضان روزه نگیرد، ولی در باب ولایت، خواه انسان صحیح و سالم باشد یا بیمار، ثروتمند باشد یا فقیر، حتماً لازم است به ولایت و امامت امامان معصوم معتقد باشد. در روایت دیگر زُراره از امام باقر(ع) می‌‌پرسد: «کدام یک از این پنج پایه برتر و مهم‌تر است؟ حضرت می‌‌فرماید: «الوَلاَیَةُ أَفضَلُ، لِأَنَّهَا مِفتَاحَهُنَّ وَالوَالِی هُوَ الدَّلِیلُ عَلَیهِنَّ: ولایت برتر است، چراکه کلید بقیّه است و صاحب ولایت راهنمای مردم به آن چهار رکن دیگر است» (کلینی، 1385، ج 2: 18). این فرمایش امام باقر(ع) جایگاه رفیع ولایت و رهبری معصوم را در نظام سیاسی اسلام نشان می‌دهدکه حافظ جوهرة دین و احکام خداست.

4ـ ویژگی ولایت‌مداران اصیل

مدّعیان ولایت‎مدار فراوانند، امّا ولایت‌مداران واقعی کم و اندک می‎باشند. امام صادق(ع) با تبیین علائم هر یک، صفوف ولایت‎مداران اصلی را از غیر آن جدا فرموده است، آنجا که می‎فرماید: «الشِّیعَةُ ثَلاَثٌ؛ مُحِبٌّ واوٌّ فهُوَ مِنّا وَمُتَزَیّنٌ بِنَا وَنَحْنُ زَیْنٌ لِمَنْ تَزَیَّنَ بِنَا، وَمُسْتَأکِلٌ بِنَا النَّاسَ وَمَنِ اسْتَأکَلَ بِنَا إِفْتَقَرَ: شیعه سه گروه هستند: دوستدار عمیق [اهل بیت]. پس او از ماست. [گروهی که] به وسیلة ما زینت می‌‌یابند و ما [نیز] زینت هستیم برای کسی که به‌وسیلة ما زینت یابد. [سوم، گروهی که] به‌وسیلة ما از مردم می‌‌خورد [و ما را وسیلة درآمد زندگی خود قرار می‌‌دهد] و کسی که به‌وسیلة ما امرار معاش کند، فقیر می‌شود» (ابن‌بابویه، 1403ق.: 301).

شیعة واقعی سراپا تسلیم فرمان امام خویش می‎باشد و هرگز اهل بیت را رها نخواهد کرد، چنان‌که آن حضرت در جای دیگر فرمود: «کَذَبَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ مِنْ شِیعَتِنَا وَ هُوَ مُتَمَسِّکٌ بِعُرْوَةِ غَیْرِنَا: دروغ پنداشته آن کس که خود را شیعة ما می‎داند، ولی به ریسمان (سرپرستی و ولایت) غیر ما (اهل بیت) چنگ می‎زند»» (ابن‌بابویه، 1391: 45)، چراکه رستگاری و سعادت ابدی جز در سایة پذیرش امامت امامان معصوم(ع) میسر نیست.

امام صادق(ع) در روایت دیگری می‌‌فرماید: «شیعة ما نیست کسی که به زبان بگوید شیعه هستم، ولی در عمل با ما مخالفت کند و آثار ما را زیر پا گذارد، لیکن شیعه کسی است که با زبان و دل با ما موافق باشد و آثار ما را پیروی کند و مانند ما رفتار نماید. چنین کسانی شیعة واقعی ما هستند» (عاملی، 1412ق.، ج 11: 196). طبق این روایات ولایت‌مداران اصیل کسانی هستند که در قول و فعل، در بیان و رفتار و نیز در زبان و در دل، ولایت‌پذیر هستند و همواره اطاعت از ایشان را وظیفة خود می‌‌دانند.

5ـ مؤلّفه‌های ولایت‌مداری

1ـ5) بصیرت

«بصیرت» در لغت به معنای «علم، عبرت و حج