بررسی تأثیر ناخودآگاه در شکل‌گیری هویّت انسان (با تأکید بر قرآن و روایات)

نوع مقاله: علمی- ترویجی

نویسندگان

1 دانشکده علوم و فنون تهران

2 دانشگاه علامه طباطبایی تهران

چکیده

چکیده
رفتارهای بسیاری از ما تحت تأثیر انگیزه‌های مختلفی می‌باشد؛ انگیزه‌ی ناخودآگاه در واقع، یک عامل درونی است که برخی از رفتارهای انسان بر اساس همین نوع انگیزه رخ می‌دهد. در پی فهم اینکه فرایند درون‌سازی رفتار و ناخودآگاه چگونه می‌تواند زمینة گرایش‌های اعتقادی فرد را تحت تأثیر قرار دهند. در مرحلة اوّل، با رویکردی دینی به بررسی تعاملات محیط و اثر آن بر تشکیل ناخودآگاه اقدام نموده، سپس عناصری چون خانواده، به عنوان ابتدایی‌ترین محیط تأثیرگذار بر ناخودآگاه و نیز گروه‌های مرجع و رسانه‌های جمعی را مورد توجّه قرار داده‌ایم و در مرحلة دوم، به هویّت در حال ساخت با تأکید بر سه هویّت اساسی و ارزشی «خانوادگی، جنسی، اعتقادی» متأثّر از ناخودآگاه پرداخته شده است و از دیدگاه قرآن، نمونه‌هایی را از رویکردهایی اعتقادی که در تعاقب مراحل اوّل و دوم شکل می‌گیرند، بیان داشته‌ایم و در پایان، راهکارهایی را برای تشکّل هویّت سالم کودکان ارائه می‌شود.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Effect of the Subconscious on the Formation of Religious Identity (With an Emphasis on the Qur'an and Hadith)

نویسندگان [English]

  • Soroush Shahriari Nasab 1
  • Farzad Dehghani 2
چکیده [English]

Much of our behavior derives from various types of motivation. Subconscious motivation is an internal factor that underlies some of human behavior. The present study aims to investigate how the subconscious internalization of behavior can affect a person’s ideological orientation. From a theological perspective, in the first step, the researchers study environmental interactions and their effect on the formation of the subconscious. Then, the effects of the family, as the most basic environment affecting the subconscious, reference groups, and the mass media are taken into consideration. In the second step, the researchers address identity development by emphasizing three pivotal forms of identity – familial, gender, and ideological – as deriving from the subconscious. Then, in pursuance of the first two steps, examples of ideological approaches are given from the Qur'an. Finally, the researchers propose strategies for controlling the healthy identity formation of children.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Subconscious
  • Ideological identity
  • Internalization
  • Reference Groups
  • Mass media

مقدّمه

تقسیم ذهن به خودآگاه و ناخودآگاه، فرض اساسی روانکاوی است و صرفاً بر مبنای این فرض است که روانکاوی به فرایندهای آسیب‌شناختی حیات روانی انسان پی می‌برد، بخش مهمّی از آنچه هر فرد یاد می‌گیرد، از طریق درونی‌سازی است. مدل‌سازی ناخودآگاه یا تأثیرپذیری از محیط اطراف، از عوامل مؤثّر برای شکل‌دهی رفتار و تفکّر تعریف شده است. درونی‌سازی از طریق محیط اطراف، فرد را به تجزیه و تحلیل گفته‌ها و اعمال درون‌فکنی خود وامی‌دارد و این خود موجب می‌گردد که فرد نگرش‌ها، عقایدها، ارزش‌ها و رفتار خود را درونی کرده، تغییر ندهد و خود را هرچه بیشتر به الگوی مورد نظر شبیه و همانند می‌سازد.

عوامل متعدّدی در شکل‌گیری هویّت اعتقادی نوجوانان دارای نقش و اهمیّت هستند. از جملة این عوامل می‌توان به خانواده، مذهب، مدرسه، محلّ زندگی، نهادهای اجتماعی و مذهبی و رسانه‌های گروهی اشاره کرد. ولی تمام این اثرات زمینة فرایند درون‌سازی به‌شمار می‌روند. به نظر می‌رسد که از میان عوامل یاد شده، خانواده از اهمیّت بیشتری برخوردار باشد؛ زیرا خانواده محیطی است که در آن، کودک چشم به دنیا می‌گشاید، تحوّل خود را آغاز می‌کند، شخصیّت او پایه‌ریزی می‌شود و سعادت یا شقاوت وی ریشه می‌گیرد.

1ـ مفهوم‌شناسی

1ـ1) ناخودآگاه

«ناخودآگاه» منبع انرژی است که احساسات و افکار انسان را تغذیه می‌کند. آرزوها، خواسته‌ها و امیال، پس رانده و فراموش‌شده در این بخش شخصیّت انباشته می‌شود، امّا پیوسته کوشش دارند که به ناحیة خودآگاه نفوذ کنند؛ یعنی خود را در افکار و رفتار ما جای دهند. تمام عقایدی که خودآگاه آن را تصویب نمی‌کند، به بخش ناخودآگاه رانده می‌شوند (ر.ک؛ منینجر و همکاران، 1370: 17). دو گونه ناخودآگاه داریم: یکی ناخودآگاه نهفته که [به سهولت] خودآگاه می‌گردد و دیگر، ناخودآگاه سرکوب‌شده که به خودی خود و بدون دشواری، خودآگاه نمی‌شود. این بینش دربارة پویش ذهن، خواه ناخواه بر نحوة توصیف ذهن و نیز اصطلاحاتی که به این منظور به کار می‌بریم، تأثیر می‌گذارد. ناخودآگاه نهفته را که فقط به مفهومی توصیفی ناخودآگاه است و نه به مفهومی پویش‌شناسانه، «نیمه‌آگاه» می‌نامیم. هر آنچه سرکوب شده است، در ضمیر ناخودآگاه جای دارد، امّا هر آنچه در ضمیر ناخودآگاه جای گرفته است، سرکوب شده نیست (پاینده، 1373: 229ـ 252). این منبع عظیم و قوی انرژی، ذخایر خود را از فضای بیرون دریافت می‌کند. لذا در این پژوهش به فضاشناسی آنها می‌پردازیم.

1ـ2) هویّت

دورة نوجوانی، دورة انتقال از کودکی به بزرگسالی است. در این ایجاد یک هویّت منسجم و دستیابی به تعریف مناسبی از خود، مهم‌ترین جنبة روانی ـ اجتماعی است. هویّت یک فرایند راهبردی زمان‌بر است و فرد در طیّ یک راهبرد طولانی، از دوران کودکی با تأثیرپذیری ناخودآگاه از عوامل و شرایط مختلف به سازمان‌دهی آن اقدام می‌کند. شخصیّت یا همان هویّت، شامل آموخته‌ها (فرایندهای تفکّر)، هیجانات و عواطف (فرایندهای احساس) و رفتارهای شهودی است. در سال‌های کودکی و نوجوانی، خانواده بیشترین تأثیر را در شکل‌گیری هویّت را بر عهده دارد و در واقع، پایه‌های اوّلیّة شکل‌گیری هویّت را والدین و اطرافیان فرد بنا می‌کنند (ر.ک؛ سیاسی، 1383: 81).

جرج هربرت مید، پرچمدار نظریّة هویّت اجتماعی است. وی معتقد است که هویّت از طریق سازماندهی نگرش‌های فردی، نگرش‌های سازمانی سازمان‌یافتة اجتماعی یا گروهی شکل می‌گیرد (ر.ک؛ آموسی، 1390).

2ـ شناخت چهارچوب بحث

انسان سه مکانیزم را برای شکل‌دهی شخصیّت خود به کار می‌برد که عبارتند از: 1ـ درونی کردن (مرحلة اوّل). 2ـ تثبیت هویّت (مرحلة دوم). 3ـ تصعید یا والایش (مرحلة سوم؛ تعالی بخشیدن (ر.ک؛ زنده باد، 1389: 17). محور بحث حاضر، مرحلة ابتدایی این فرایند می‌باشد. گذار از این مراحل موجب شکل‌گیری هویّت فرد می‌شود. این شخصیّت افراد است که رفتار را طبق انگیزة وی شکل می‌دهد. خداوند متعال می‌فرماید: ﴿قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلَى شَاکِلَتِهِ...: بگو هر کس طبق روش (و خلق و خوى) خود عمل مى‏کند﴾(الإسراء/ 84).

در شکل‌گیری هویّت اعتقادی، عناصر پیدا و پنهان بسیاری مؤثّر هستند، لذا این مقوله مؤلّفه‌های متعدّدی دارد؛ مثل: خانواده، قشر و طبقة اجتماعی،گروه دوستان، آموزش‌های رسمی یا غیررسمی، اسطوره‌ها، تاریخ، دین، زبان، سنّت‌ها، میراث‌های فکری و فرهنگی، گروه‌های مرجع، ساختار اجتماعی، رسانه‌های جمعی، و ده‌ها عامل دیگر که هر یک می‌تواند به نوعی و تا حدّی در تکوین هویّت فرد تأثیر بگذارد و فرد به درون‌سازی آن بپردازد و این تأثیر همواره یکسان و به یک اندازه نیست. گاهی یک مؤلّفه چنان اهمیّت پیدا می‌کند که دیگر مؤلّفه‌ها را تحت‌الشّعاع خود قرار می‌دهد و به همین ترتیب، هر عامل دیگر می‌تواند در موقعیّت زمانی یا مکانی خاص اهمیّت پیدا کند که زمینه‌های درون‌سازی افراد را شکل می‌دهند. در این پژوهش، از میان عوامل مذکور، خانواده را به عنوان گروه مرجع مورد بررسی قرار می‌دهیم و تأثیرهای احتمالی آن در درون‌سازی هویّت افراد و بالأخص هویّت اعتقادی را در طیّ دو مرحلة درون‌سازی و تشکیل هویّت مورد تأکید قرار می‌دهیم.

3ـ فرایند رفتار فردی

3ـ1) مرحلة اوّل درون‌سازی

کودک اعمالی مانند راه رفتن، غذا خوردن، خوابیدن و بسیاری از حرکات زندگی را به‌وسیلة تقلید یا درون‌سازی یاد می‌گیرد و به همین ترتیب، کم‌کم بزرگ می‌شود. اگر این پرورش و بزرگ شدن، به شعور حیوانی، جریان طبیعی و تصادمات زمان واگذار گردد، بچّه مانند درخت خودرو پرورش می‌یابد و چون گل‌های بیابان فاقد ارزش بوده، ابتکار و شخصیّت در چنین کودکانی یافت نخواهد شد (ر.ک؛ رشیدپور، 1385: 92). البتّه بسیاری از رفتارها ممکن است با پرورش یافتن شخصیّت او، در درونش تثبیت یا سرکوب و رها شود. در ادامه، به بررسی منابع درون‌سازی و تأثیر آن بر شکل‌گیری هویّت‌های متفاوت می‌پردازیم.

3ـ1ـ1) بررسی تعامل محیط و ناخودآگاه

پس‌زمینه‌های اجتماع، خانواده، رسانه‌های جمعی و... به عنوان فضاهای دورنی‌سازی رفتار شناخته می‌شوند. تحقیقات نشان داده‌ که انسجام روانی فرد، وابسته به تماس مناسب وی با محیط خارج و سطوح مناسب تحریکات است که دریافت می‌دارد. البتّه انباشتن اطّلاعات و تحریکات زیاد و متعدّد، ممکن است به استعداد روانی شخص آسیب رساند و موجب کاهش انسجام روانی و اعتقادی وی می‌گردد (ر.ک؛ آزاد، 1389: 68) و خودباوری خویش را از دست می‌دهد و برعکس آن نیز صادق است. کودکان هرگاه شخص دیگری آنها را باور کند، خودشان را باور خواهند کرد. کودکانی که فاقد خودباوری باشند، مملوّ از شکّ و تردید نسبت به خود هستند (ر.ک؛ الیزابت، هارتلی ـ بروئر، 1390: 81).

الف) خانواده

انسان موجودی اجتماعی است و یادگیری و ادراک او تحت تأثیر عوامل فردی و محیطی تشدیدکننده یا بازدارنده قرار می‌گیرند (ر.ک؛ فیضی، 1385: 145). متأسّفانه انسان افکار بازدارنده و باورهای محدودکنندة بسیاری دارد که گاه ضعیف و گاه نیرومند هستند، امّا در ـ ناخودآگاه ـ ذهن ما حضور دارند و برخی رفتارهای ما را شکل می‌دهند (ر.ک؛ اسلامی، 1383: 131).

نظریّة تحلیل روانی، مبداء ارزش‌های اخلاقی را اجتماعی و بیرونی می‌داند و در باب چگونگی درونی شدن آنها نیز به همانندسازی، یعنی جریان پویا ـ ولی ناخودآگاه، انتقال ارزش‌ها از خانواده به نظام درونی فرد استناد می‌کند و نیز طبق دیدگاه یادگیری اجتماعی و به اعتقاد آرون فرید رفتار کودک خردسال مستقیماً تحت تأثیر تجربیّات او با حوادث خارجی و عناصر و عوامل اجتماعی‌ساز است و طبق همین نظریّه، مشاهده، تقلید همانندسازی به عنوان عناصر اساسی در شکل‌گیری رفتار فرد مؤثّر است. همان عنصری که در رفتار اعراب جاهلی مشاهد می‌شد و به عقیدة آنها بسیاری از رفتارها از طریق مشاهده دیگران و تقلید از آنها اخذ می‌شوند. نمونة واضح آن، آیة 170 سورة بقره است: ﴿وَإِذَا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللّهُ قَالُواْ بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَیْنَا عَلَیْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ کَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ یَعْقِلُونَ شَیْئاً وَلاَ یَهْتَدُونَ: و هنگامى که به آنها گفته شود از آنچه خدا نازل کرده است، پیروى کنید! مى‏گویند: نه، ما از آنچه پدران خود را بر آن یافتیم، پیروى مى‏نماییم. آیا اگر پدران آنها، چیزى نمى‏فهمیدند و هدایت نیافتند﴾ و هنگامی که به آنان (کافران) گفته شود: «از آنچه خدا نازل کرده است (از اسلام و قرآن) پیروی کنید»، می‌گویند: «نه، ما تنها از آیینی پیروی می‌کنیم که پدران خود را بر آن یافتیم». حتّی اگر پدرانشان بی‌خرد و گمراه بوده‌اند [آیا باز هم باید از آنان پیروی می‌کردند]؟! (ر.ک؛ محسنی، 1371: 1ـ30).

خانواده به عنوان یک کانون مهمّ و حیاتی می‌تواند در فرایند رشد و تربیت اعضای خانواده، خصوصاً کودکان، نوجوانان و کم‌سنّ‌و‌سال‌ها تأثیر بسزایی داشته باشد. تا جایی که رعایت اصول صحیح تربیتی در خانواده، زمینه‌ساز رشد و بالندگی فرزندان و موجب استحکام پایه‌های اعتقادی ایشان می‌گردد. محیط پیرامونی و خصوصاً اعضای خانواده می‌توانند ارزش‌های خود را به کودک منتقل کنند و برداشت‌هایی را که از موقعیّت‌هایی فکری و معنوی دارند، به او انتقال دهند. وقتی کودک در محیطی رشد کند که در آن فعّالیّت‌های مناسب و دلخواه او باشد. طبعاً از امتیازاتی برخوردار خواهد بود که بسیاری از کودکان از آن محروم هستند (هاو، 1380: 37). خانواده به عنوان ابتدایی‌ترین محیط اجتماعی فرد نفوذ عظیمی در شخصیّت او دارد. نخستین بستر تقویت روحیّة عبادت، به‌ویژه نماز در انسان، خانواده است. خانواده، به‌ویژه والدین، نخستین مرکز و کانون تعلیم و تربیت فرزندان است. اگر فرزند در خانواده‌ای رشد یابد که به دین و احکام عملی آن به صورت جدّی اهتمام می‌ورزند و به آموزه‌های آن از روی اخلاص و صداقت گردن می‌نهند، امید بیشتری می‌رود تا فرزندشان نیز به آموزه‌های دینی احترام گذارد.

تعلیم و تربیتی که پدر و مادر در خانه نسبت به او اعمال می‌کنند و یا در خارج خانه برای او فراهم می‌آورند، سنگ زیرین بنای شخصیّت او را تشکیل می‌دهند (ر.ک؛ توسّلی و فاضل، 1381: 115ـ147).

اهمیّت این امر را در تربیت آداب ملاقات با پدر و مادر که در آیة زیر آمده است، می‌توان مشاهده کرد: ﴿... ثَلَاثَ مَرَّاتٍ مِن قَبْلِ صَلَاةِ الْفَجْرِ وَحِینَ تَضَعُونَ ثِیَابَکُم مِّنَ الظَّهِیرَةِ وَمِن بَعْدِ صَلَاةِ الْعِشَاءِ ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ لَّکُمْ لَیْسَ عَلَیْکُمْ وَلَا عَلَیْهِمْ جُنَاحٌ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَیْکُم بَعْضُکُمْ عَلَى بَعْضٍ ...: در سه وقت باید از شما اجازه بگیرند: پیش از نماز صبح، و نیمروز هنگامى که لباس‌هاى (معمولى) خود را بیرون مى‏آورید، و بعد از نماز عشا؛ این سه وقت خصوصى براى شماست؛ امّا بعد از این سه وقت، گناهى بر شما و بر آنان نیست (که بدون اذن وارد شوند) و بر گرد یکدیگر بگردید﴾ (النّور/58) همچنین در حدیثی از امام کاظم(ع) به نوع برخورد با کودکان اشاره شده است و می‌فرمایند «قَالَ بِرُّوا أَوْلَادَکُمْ وَ أَحْسِنُوا إِلَیْهِمْ فَإِنَّهُمْ یَظُنُّونَ أَنَّکُمْ تَرْزُقُونَهُمْ: به فرزندانتان خوبی کنید و به آنان نیکی نمایید؛ زیرا آنان گمان می‌کنند که شما ایشان را روزی می‌دهید» (مجلسی، 1365، ج 71: 77). یا طبق روایتی از پیامبر گرامی اسلام(ص) در باب اهمیّت اطرافیان بر شکل‌دهی به رفتار انسان می‌فرمایند: «جَالِسُ الاَبرَارْ فاِنّکَ إِذا فَعَلتَ خیراً حَمَدَکْ وَ إِنْ اَخطَاَتْ لَمْ یَعنَفُوکْ: با نیکان مجالست کن؛ زیرا اگر که تو کار خیری را انجام می‌دهی، تو را ستایش کنند و اگر خطایی کنی، با تو به سختی رفتار نکنند» (ابی‌فراس، 1376، ج 2: 121).

اوّلین الگوهای رفتاری را خانواده به کودک ارائه می‌دهد. ضعف مبانی اخلاقی و ایمانی از یک سو، و شهوت‌رانی‌های بی‌حساب و غیرمشروع و گرفتاری‌های دنیای ماشینی از سوی دیگر، می‌تواند بر رفتار آیندة کودک تأثیر ‌گذارد. پس از والدین، شخصیّت‌هایی که نفوذ معنوی‌ دارند، نقش الگویی بسزایی در تربیت بازی می‌کنند، به‌گونه‌ای که تمام ویژگی‌های فکری، روحی و جلوه‌های رفتاری آنان مورد تقلید قرار می‌گیرد و این کودک است که در برابر گسترة عظیمی از شهوت‌ها به‌وسیلة والدین و جهان بیرون قرار گرفته است.

هرچه قدرت نفوذ الگوها بیشتر و زمینة پذیرش آماده‌تر باشد، نمونه‌برداری کامل‌تر صورت می‌گیرد. از امیرمؤمنان(ع) روایت شده است که فرمود: «النَّاسُ بِأُمَرَائِهِمْ أَشْبَهُ مِنْهُمْ بِآبَائِهِمْ: مردم به زمامداران خود شبیه‌ترند تا به پدران خود» (حرانی، 1404ق.: 208). قرآن کریم می‌فرماید: ﴿وَإِذَا أَرَدْنَا أَن نُّهْلِکَ قَرْیَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِیهَا فَفَسَقُواْ فِیهَا فَحَقَّ عَلَیْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِیرًا: و هنگامى که بخواهیم شهر و دیارى را هلاک کنیم، نخست اوامر خود را براى مترفین آنجا، بیان مى‏داریم، سپس هنگامى که به مخالفت برخاستند و استحقاق مجازات یافتند، آنها را به شدّت درهم مى‏کوبیم﴾ (الإسراء/ 16). با توجّه به این آیة شریفه، قدرت نفوذ الگوها و بزرگان مشهود است، به ‌گونه‌ای که وقتی آنان دچار فساد می‌شوند، زیردستانشان از آنان تقلید و الگوبرداری می‌کنند و تباه می‌شوند. به همین دلیل است که نقش الگوها، حسّاس‌ترین نقش تربیتی است، تا جایی که الگوهای صالح، مردم را به اصلاح می‌رسانند و الگوهای فاسد مردم را به فساد می‌کشانند.

ب) گروه‌های مرجع

در دومین مرحله از فرایند درون‌سازی بعد از خانواده، به یکی دیگر از منابع مؤثّر بر شکل‌گیری رفتار، گروه مرجع است که گروهی است عقاید، اعمال و رفتارهایش مورد توجّه، اعتماد و عمل اعضای خودش یا سایر کسانی است که احتمالاً در آن گروه، حتّی عضویّت ندارند. در واقع، «گروه مرجع لزوماً گروهی نیست که فرد بدان تعلّق داشته باشد، امّا به هر حال، در آرزوی عضویّت یا تداوم عضویت خویش در آن است» (ر.ک؛ ساروخانی، 1370: 360). در تأثیر گروه مرجع (همنشین)، امام امیرالمؤمنین علیّ‌بن ابی‌طالب(ع) با بیان گویای خود می‌فرماید: «فَمَنِ اشْتَبَهَ عَلَیْکُمْ أَمْرُهُ وَ لَمْ تَعْرِفُوا دِینَهُ فَانْظُرُوا إِلَی خُلَطَائِهِ فَإِنْ کَانُوا أَهْلَ دِینِ اللَّهِ فَهُوَ عَلَی دِینِ اللَّهِ وَ إِنْ لَمْ یَکُونُوا عَلَی دِینِ اللَّهِ فَلَا حَظَّ لَهُ فِی دِینِ اللَّهِ: هرگاه وضع کسی بر شما مشتبه شد و دین او را نشناختید، به دوستانش نظر کنید. اگر اهل دین و آیین خدا باشند، او نیز پیرو آیین خداست و اگر بر آیین خدا نباشند، او نیز بهره‌ای از آیین حق ندارد» (حرّ عاملی، 1409ق.، ج 16: 265).

از نمونه‌های قرآنی گروه‌هایی که با عقاید و رفتارهایشان مورد اعتماد و مرجع عمل افراد قرار گرفته‌اند، می‌توان اشاره کرد به قوم موسی که تحت تأثیر سامری قرار گرفتند و رفتارهای سامری مورد توجّه سپس اعتماد آنها قرار گرفت و از دین موسی گریختند (ر.ک؛ طه/ 85 ـ 88) و نیز دوزخیان که عذر به درگاه خدا می‌برند و دوستان ناشایست را عامل دین‌گریزی خود معرّفی می‌کنند:﴿یَاوَیْلَتیَ لَیْتَنیِ لَمْ أَتخَِّذْ فُلَانًا خَلِیلاً: ای وای، کاش فلانی را دوست [خود] نگرفته بودم﴾ (الفرقان/ 28). این آیه بیانگر آن است که دوستی آنها محلّ اعتماد و عمل آنها شده بود. افزون بر این، در آیه‌ای‌ دیگر می‌فرماید ﴿وَکُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِینَ: و پیوسته با اهل باطل همنشین و همصدا بودیم﴾ (المدّثّر/ 45).

چنان‌که دوستان و مربّیان در گریزان کردن دینداران از دین خویش سهم دارند، در نپذیرفتن دین حق از سوی ایشان نیز نیز نقش‌آفرین هستند. در دوران نوح، گروه مرجع کافران چنان اعتماد راسخی در فرزند نوح ایجاد کرده بود که راه حق را نپویید و تحت تأثیر محیط و دوستان از دین گریخت و از شمار خاندان و نجات‌یافتگان بیرون رفت: ﴿قَالَ یَا نُوحُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صَالِحٍ فَلاَ تَسْأَلْنِ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّی أَعِظُکَ أَن تَکُونَ مِنَ الْجَاهِلِینَ: فرمود: اى نوح! او از اهل تو نیست! او عمل غیر صالحى است! پس آنچه را از آن آگاه نیستى، از من مخواه! من به تو اندرز مى‏دهم تا از جاهلان نباشى!﴾ (هود/ 46).

ج) رسانه‌های جمعی

یکی از خاستگاه‌هایی که هنجارها و ارزش‌ها از آنجا نشر و اشاعه پیدا می‌کنند، رسانه‌های جمعی، مانند رادیو، تلویزیون و مطبوعات هستند. ساده‌ترین الگوی پیام‌رسانی از یک طیف سه‌درجه‌ای تشکیل شده است: یک سوی آن، فرستندة پیام، طرف مقابل، گیرندة پیام و در حدّ وسط آن، پیام یا متن قرار دارد. نکتة اصلی اینجاست که پیام لزوماً آن چیزی نیست که مورد نیاز گیرندة پیام است، بلکه فرستندة پیام، نوعی پیام را انتخاب می‌کند و طبیعتاً فرستنده بر اساس خواست‌ها، علائق و سیاست‌های