انسانشناسی قرآنی
صفحه 7-36
https://doi.org/10.22054/ajsm.2011.5441
صالح حسن زاده
چکیده خدا، انسان و جهان سه محور اساسی اندیشهی بشری است. در طول تاریخ پرسشهای مهمی دربارهی آنها طرح شده و همهی تلاش فکری انسان متوجّه این سه کانون و یافتن پاسخهای درست و مناسب برای آن پرسشهاست. در این میان، شناخت انسان اهمیّت ویژهای دارد. در آموزههای قرآن، پس از خدا، انسان اساسیترین موضوع بهشمار آمده است. ارسال پیامبران و کتب آسمانی، برای رسیدن انسان به سعادت نهاییاش صورت گرفته است. قرآن با جهتدهی علوم و معارف دخیل در تربیت و هدایت انسان، علوم مادی و سکولار را عامل اصلی انحطاط انسان میداند. علوم انسانی، جاری و ساری در عرصهی علم امروز، خاستگاهاش قرن هفدهم در فرهنگ غربی است؛ روایت غربی از مفهوم انسان، محصول این علوم است؛ این مفهوم از انسان غایت علوم را به سکولار و اومانیسم فروکاسته است. انسانِ قرآن«کونِ جامع» است. کونِ جامع میتواند همهی کمالات نبات، حیوان و ملَک را در خود جمع کند. از اینرو، انسان«احسنالمخلوقین» است، پس خدای خالق او هم«احسنالخالقین» است:«فتبارک الله أحسن الخالقین». بنابراین، انسانشناسی کامل تنها با خداشناسی ممکن است. امروزه انسانشناسان بسیاری با وجود پیشرفت شگفت علوم روانشناسی و روانکاوی و علوم مرتبط دیگر از شناخت انسان اظهار ناتوانی نموده و سخن از «بحران انسانشناسی» بهمیان آوردهاند. انسانشناسان بصیر میگویند: انسان سه بعد مهم دارد: 1. بعد شخصی مادی2.بعد زندگی اجتماعی 3. بعد روحانی و معنوی.آنها که به بعد اول چشم دوخته و برای انسان آزادی مطلق قائلند، گرچه این آزادی برای انسان زیانبار باشد، از شخصیّت شگرف انسانی غافل مانده و دو بعد مهم او را از نظر انداختهاند و آنان که به دو بعد اوّل و دوم توجّه کرده و به بعد سوم نظر ندارند محیطی بهوجود میآورند که فاقد ارزشهای اصیل اخلاقی و معنوی است. در این مقاله اهداف ذیل را در نظر است: 1. بررسی ابعاد انسان از منظر قرآن. 2. تبیین جهتگیری علم از نگاه قرآن. 3. بیان برتری انسان مدل قرآن بر انسان مدل فرهنگ غربی
بررسی و نقد سخنان شبههسازان در حقّانیت قرآن
صفحه 37-64
https://doi.org/10.22054/ajsm.2011.5442
محمد حسین بیات
چکیده در این مقاله نخست سخنان قرآن مجید با برخی از احادیث معتبر دربارهی معرّفی قرآن کریم و پیامبر اکرم(ص) نقل شده است. در این بخش با استناد به آیات و احادیث، عصمت قرآن کریم و پیامبر اکرم(ص) از هر نوع خطا به اثبات رسیده است. سپس همهی شبهههای شبههسازان در هشت عنوان کلّی نقل و بررسی شده و سرانجام به یکیک آنها در حدِّ یک مقاله بهگونهای مستدل پاسخ داده شده است.
واکاوی در حدیث ردّالشّمس
صفحه 65-90
https://doi.org/10.22054/ajsm.2011.5443
محمد شعبانپور
چکیده موضوع ردّالشّمس بهعنوان یکی از کرامات و اعجاز امام علی (ع) مطرح است و از آنجا که آگاهی از این حدیث در اثبات حقّانیت امام علی (ع) برای منصب امامت و ولایت نقش مهمی ایفا میکند برای شناخت و شناساندن این موضوع درگذر دورههای مختلف از صدر اسلام تاکنون به شکلهای گوناگون تلاشهای فراوانی صورت گرفته است و از آغاز توسّط خودِ امام علی(ع) در روز شورا و پس از آن توسّط اصحاب و دوستداران آن حضرت در مقاطع مختلف تاریخ انجام گرفته است. در این جستار تلاش شده تا آراء فقها، متکلّمان، شعراء و مورّخین در شناساندن این مسأله و بهرهگیری از آن در مبانی علوم دینی پس از طبقهبندی، تحلیل و ارزیابی شود و در پایان این فرضیه به اثبات رسیده است که حدیث ردّالشّمس با کاربرد ویژهی خود و با حجم گستردهای که در مبانی حوزههای مختلف علوم دینی دارد انکار ناشدنیست و این خود میتواند پاسخی بایسته به اظهارات مخالفان حدیث نیز باشد.
ناسازگارى عنوان ومعنون در « الأخبارالدّخیلة»
صفحه 91-112
https://doi.org/10.22054/ajsm.2011.5444
مرتضی نادری
چکیده «الأخبارالدّخیلة»اثرعلّامهمحمّدتقىشوشترى (م. 1374 ش.) بههدفاثباتمحرَّفوموضوعبودنبعضىاحادیثشیعهتألیفشدهاست. دراینمقالهپسازبررسىسخنانمؤلّفکتابپیرامونشمارىازاحادیث،نشاندادهشدهکهشواهدوىدروقوعایندوپدیدهدراحادیث،باعث یقین واطمینان نشدهو نیز بسندهنیست. نوشتارحاضردرچهاربخش«ناهماهنگىنامکتابودرونمایهاش»، «توجّهنکردنبهمعانىلغوىوظرایفادبى»، «دریافتنکردنِ مراد و هدف حدیث»، «تکیهبررأىشخصى» بهناسازگارىیاد شدهپرداختهاست.
ضرورت، اهداف و ادلّهی قرآنی و روایی تقیّه
صفحه 113-138
https://doi.org/10.22054/ajsm.2011.5446
علی بنایی
چکیده آنچه در پی میآید، گزیدهای از ادلّهی قرآنی و روایی دربارهی تقیّه و ضرورت آن است. در بخش نخست اموری مانند حفظ جان و پاسداری از کیان دین و جلوگیری از خونریزیهای بیهوده، بهعنوان ضرورت تقیه از منظر قرآن و روایات بحث و بررسی خواهد شد. در بخش دوم آشکار خواهد شد که تقیّه مستند به همهی ادلّهای است که در اثبات هر حکم دینی کارایی و کاربرد دارد؛ یعنی قرآن و سنّت و عقل و اجماع. بدینرو آیات دالِّ بر تقیّه و شماری از روایاتی که تقیّه را توصیه و تشریع یا تعریف میکنند، بازگو میشود.
عبرتهای قصّههای قرآنی
صفحه 139-156
https://doi.org/10.22054/ajsm.2011.5447
بهروز حسن نژاد
چکیده در قرآن، فلسفهی قصّهپردازی جز قصّهی فلسفهپردازی نیست. اگر فلسفهورزی، آغاز «حیرت»، «دعوت»، «فکرت» و«عبرت» باشد، قصّهها در این کتاب پاک، سراسر دعوت به این مربّع بوده است. قرآن بهمانند کتابی حامل و واجد «معنا» نمیتوانسته از کنار قصّهپردازی و قصّهگویی بیتفاوت بگذرد،زیرا قصّهها در قرآن سراسر و سرتاسر حکایتها و وقایع تاریخیاند، خالی از خیال و عاری از ایماژ آنسان که در قصّههای متعارف دیده میشود و گوهری که از دل صدف قصّهها بیرون میجهد همان عبرت است.
مفهومشناسی واژههای ارتباطات اجتماعی در قرآن کریم
صفحه 157-170
https://doi.org/10.22054/ajsm.2011.5448
احمد زرنگار
چکیده نوشتهی حاضر تلاش میکند تا کلیدواژههای اجتماعی قرآن کریم را که به واژه «ألْمجتمع»، یعنی«جامعه» نزدیک است و ارتباط تنگاتنگی با آن دارد، مفهومشناسی نماید و دلالت آن واژگان را بر حیات اجتماعی انسان و ارتباطهای اجتماعی میان فردی و جمعی تبیین نموده و آیات شریفه مرتبط با آن واژهها را مطرح نماید و اقوال مختلف دانشمندان علم لغت را در اینباره ارائه کند.
