فلسفهی تفاوت حقوق مردان و زنان مسلمان در خصوص ارث و دیه با تکیه بر آیات و احادیث
صفحه 9-34
https://doi.org/10.22054/ajsm.2012.5483
محمد رضا ابراهیم نژاد
چکیده در نظام حقوقی اسلام وجمهوری اسلامی، تفاوتهایی در بخشی از حقوق مردان و زنان مشهود است که از جانب برخی مورد پرسش یا انتقاد قرار میگیرد. تفاوت و نابرابری مقدار ارث و دیهی مردان و زنان از این قسم است. با بررسی آراء فقهی و حقوقی معلوم میگردد که بعضی دیه را خونبها، گروهی آن را کیفر و عدّهای تعویض میدانند و جمع دیگری آن را دارای جنبههای کیفری، تعویضی و جبرانی و بازدارنده مینگرند و بر اساس مبانی اسلامی و آیات شریف قرآن کریم و روایات اهل بیت(ع)، فلسفهی تفاوت ارث و تفاوت دیهی مرد و زن مرتبط با ویژگیهای دیگری از نظام حقوقی اسلام است که مسؤولیّت سرپرستی و تأمین معیشت خانواده را بر عهدهی مرد نهاده است.
جایگاه حدیث در علم اخلاق
صفحه 35-60
https://doi.org/10.22054/ajsm.2012.5484
محمد شعبانپور
چکیده بعد از قرآن کریم، حدیث دومین منبع و سند دینشناسی و تعیینکنندهی راه سعادت انسانها است. تکیه بر این منبع حیاتبخش در برخی حوزههای دینپژوهی همچون فقه و بخشهایی از اخلاق بیشتر و گستردهتر است؛ زیرا اصول این دانشها در قرآن به اجمال و اشاره آمده و تفصیل آن را باید در حدیث یافت. این مقاله درپی آن است که با بررسی کُتُب حدیث و اصول به این سؤال پاسخ دهد که آیا حدیث در حوزهی اخلاق اعتبار دارد یا خیر؟ و در صورت اثبات، میزان تأثیرگذاری وقلمرو آن چه مقدار است؟ برای این منظور به برخی کُتُب مرجع اصول و احادیث باب اخلاق مراجعه شده است و در نهایت ضمن اثبات اعتبار حدیث در حوزهی علم اخلاق، این نتیجه بدست آمد که اخلاق هم در مقام ثبوت یعنی تعریف مفاهیم خودو هم در مقام اثبات یعنی تصدیق گزارههای خود به شدّت نیازمند به حدیث است و حدیث پشتوانهای لازم برای اجرای احکام اخلاقی است.
تفضیلِ أثری آیات قرآن
صفحه 61-96
https://doi.org/10.22054/ajsm.2012.5485
حمید رضا بصیری
چکیده «توصیف أثری قرآن» دانش مستقلّی است که موضوع آن، روایات معصومین(ع) در بیان توصیفی آیات وسورههای قرآن است. این روایات را میتوان به دستههای مختلف تقسیم کرده و مورد مطالعه قرار داد. دستهای از این روایات توصیفی، مربوط به بیان تفضیلهاو برتریهایی است که برخی از آیات قرآن بر آیات دیگر پیدا کردهاند. براساس این دسته از روایات، معلوم میشود که برخی از آیات قرآن از لحاظ مقصود یا مضمونی خاص، بر آیات دیگر قرآن برتری دارند. مجموعهی این دسته از روایات را میتوان با عنوان «تفضیل أثری آیات قرآن» شناخت و آن را به عنوان یکی از سرفصلهای مهم دانش «توصیف أثری قرآن» محسوب کردکه در مقالهی دیگری در شمارهی سوم این نشریه و با عنوان «درآمدی برنظریّهی توصیف أثری قرآن» به آن پرداخته شد. امّا در این مقاله سعی براین است که ضمن بیان و جمعآوری اَهمِّ این دسته از روایات تفضیلی به بررسی اجمالی سند و دلالت آنها پرداخته شود و به یک سؤال مقدّر، که همان وجه تفضیل و برتری آیهای از قرآن بر آیات دیگر است، پاسخ داده شود.
واکاوی آراء رجالی استاد محمّدباقر بهبودی
صفحه 97-120
https://doi.org/10.22054/ajsm.2012.5486
مرتضی نادری
چکیده ضعف راوی حدیث، راههای کشف این ضعف و ارتباط آن با درستی یا نادرستی انتساب حدیث به معصوم از مسائل اصلی دو علم «حدیث» و «رجال»هستند. در این مقاله، آراء رجالی استاد بهبودی پیرامون راههای کشف ضعف راویان حدیث بررسی شدهاست. این بررسی در خلال تبیین آراء وی دربارهی علل و اسباب پیدایش علم رجال، اصول رجالی شیعه و روش مؤلّفان آنها، الفاظ جرح و ضعفاء، سامان یافته است. واکاوی آراء رجالی و «تاریخ حدیثی» استاد بهبودی نشان میدهد که نزد ایشان، تلاش بزرگان شیعه برای جلوگیری از راه یافتن موضوعات غُلات و زنادقه به میراث حدیثی شیعه ناکام ماند و برساختههای آنان به کُتُب حدیث شیعه راه یافت و راویان ضعیف بسیاری در اسناد احادیث شیعه جای گرفتند.
بررسی تطبیقی المیزان و روح المعانی در مقولهی معاد جسمانی
صفحه 121-144
مسلم سیمرغی زنوزی، صمد عبداللهی عابد
چکیده معاد جسمانی و اعتقاد به آن از ملزومات و ضروریّات دین مبین اسلام میباشد، بهطوریکه عدم اعتقاد به آن از موجبات کُفر است. دربارهی کیفیّت معاد، اندیشمندان اسلامی نظریّات گوناگونی را ارائه کردهاند. متکلّمین از منظر کلامی و فلاسفه از منظر فلسفی و محدّثین از منظر روایات بدین موضوع نگریستهاند. در این مقاله سعی شده است که دیدگاههای دو مفسّر بزرگ عالم تشیّع و تسنّن، یعنی علاّمه طباطبائی و آلوسی در روحالمعانی و المیزان، در آیاتی که دالّ بر معاد جسمانی هستند، بررسی شود. رویکرد آلوسی، رویکردی کلامی است و آن اینکه در قیامت، انسان بعد از تألیف اجزای متفرّق او، عین انسان دنیوی خواهد بود، ولی علاّمهطباطبائی، رویکردی فلسفی دارد و آن اینکه آنچه در قیامت اتّفاق میافتد، تبدّل است نه تألیف و عینیّت انسان اُخروی با توجّه به روح اوست وگرنه بدن اُخروی عین بدن دنیوی نخواهد بود؛ بلکه مثل آن است.
رویکردی به ویژگیهای گفتاری شخصیتها در داستانهای قرآن
صفحه 145-146
https://doi.org/10.22054/ajsm.2012.5488
بهناز پیامنی
چکیده سخن گفتن فرایندی ارتباطی است که طیّ آن پیامی از گوینده به مخاطب منتقل میشود و با توجّه به چگونگی مخاطب و نحوهی بیان پیام، گفتگو (= Dialogue) یا تکگویی (= Monologue) نام میگیرد. دیالوگ از لغت یونانی دیالوگوس (= Dialogos) گرفته شده که مرکّب از «logos» به معنی کلمه و «dia» به مفهوم «میان و درون» است که ممکن است در برخی مواقع فاقد مخاطب خارجی باشد، به این معنی که شخص ممکن است اندیشههایش را برای خود بیان کند یا برای مخاطبی که هیچگونه پاسخ و عکسالعمل آنی در برابر گفتار وی ندارد. بنابراین همهی دعاها و اشعار غنایی را میتوان به نوعی تکگویی محسوب داشت. بر این اساس، در این مقاله به بررسی گفتگو (دیالوگ) در برخی از داستاهای قرآن کریم، هم از دیدگاه گوینده و مخاطب و هم موضوع پرداخته شده است و از آنجا که هدف اصلی آن، بحث دربارهی گفتگوست، به صورت گذرا به برخی از تکگوئیها در داستانهای مورد بررسی اشاره شده است.
تجلّی امثال قرآنی درمنظومههای فارسی
صفحه 167-194
https://doi.org/10.22054/ajsm.2012.5489
علی رفیعی جیردهی
چکیده امثال و حِکَم در هر زبانی چه از نظر معنیشناسی چه از نظر واژهشناسی از اهمیّت خاصّی برخوردار بوده و هست. امثال قرآنی نیز که سراسر آمیخته با حکمت است، از دیرباز مورد توجّه پژوهشگران علوم قرآنی قرار گرفته است. این توجّه از قرون اوّلیّهی اسلامی تا زمان حاضر روز به روز رو به فزونی بوده است. توجّه به امثال قرآنی چنان مورد نظر بوده است که علاوه بر کوششهای پراکنده در کُتُب مختلف دینی و ادبی، بیش از شانزده اثر مستقل در این موضوع به رشتهی تحریر درآمده است. در ادب فارسی نیز اشعار بسیاری میتوان یافت که به عنوان مَثَل زبانزد است و با تعمّق در این امثال میتوان به تأثیرپذیری سرایندگان آن از امثال قرآنی پی برد. این تأثیرپذیری ممکن است با برداشت مستقیم از الفاظ مبارک قرآن صورت گرفته باشد یا با الهام از آیات شریفهی قرآن. در این مقاله کوشش شده تا آیاتی را که به عنوان مَثَل معروف شدهاند، شناسایی و تأثیر آنها بر شعر فارسی بررسی گردد.
