دوره و شماره: دوره 10، شماره 36، پاییز 1398، صفحه 1-190 

بازخوانی روایات اسباب نزول آیات نخست سورۀ حجرات

صفحه 7-35

https://doi.org/10.22054/ajsm.2021.51277.1598

داود اسماعیلی، محمدرضا حاجی اسماعیلی

چکیده روایات اسباب نزول از دیرباز کانون توجه مفسران و اندیشمندان قرآن‌پژوه و از ابزارهای فهم مراد الهی به شمار آمده است. با این‌حال آسیب‌هایی مانند وجود تعارض سندی روایات تفسیری با یکدیگر یا ناسازگاری محتوایی آن‌ها با سیاق و تاریخ و اندیشۀ سلیم نیز متوجه این بخش از روایات است که موجب سلب اعتماد از آن‌ها می‏گردد. در این پژوهش روایات ناظر بر سبب نزول پنج آیۀ نخست سورۀ حجرات در بوتۀ نقد قرار گرفته است. این روایات صرف‌نظر از اختلاف تعابیر و تفاوت راویان بالغ‌بر چهارده گونه روایت متفاوت است که برخی نزول هر پنج آیه را مسبب از حادثه‌ای خاص معرفی نموده و برخی دیگر برای دو یا چند آیه، سببی مجزا ارائه داده‌اند؛ لذا در این پژوهش در کنار بررسی اسناد این روایات با ملاک قراردادن ظاهر و سیاق آیات به ارزیابی محتوایی هرکدام از آن‌ها نیز پرداخته و به این نکته رهنمون شده است که هیچ‌یک از این روایات چهارده‌گانه به‌طور مشخص ناظر به سبب نزول واقعی این آیات نیست هرچند با توجه به مضمون آیات، بی‌تردید نزول آن‌ها در پی وقوع جریانی خاص رخ‌داده که به‌درستی در روایات سبب نزول گزارش نشده است. همچنین برخی روایات به‌گونه‌ای است که احتمال تصحیف یا تحریف آن‌ها بر اساس انگیزه‌های کلامی دور از ذهن نیست.

تحلیل تطبیقی تاثیر میزان اجتهاد در تفسیر فرات کوفی و تفسیر عیاشی

صفحه 37-70

https://doi.org/10.22054/ajsm.2021.48444.1572

زهره اخوان مقدم، افشان بستاکچی

چکیده از ویژگی‌های مطالعات دوران معاصر در حوزه علوم اسلامی، تأیید ریشه‌دار بودن هویت فکری و اعتقادی شیعه و بازشناسی خلأها و کاستی‌ها برای جبران و تدارک آن‌ها است. از جملة این آثار در گستره علوم قرآنی و حدیثی، تفاسیر متعلق به قرن سوم و سال‌های آغازین قرن چهارم، با عنوان تفسیر فرات کوفی و تفسیر عیاشی است. این دو تفسیر از جمله تفاسیر روایی است، که از تفاسیر مأثور اولیه شیعه محسوب شده و مشتمل بر روایات مختلف خصوصاً روایات منقول از ائمه(ع) هستند. از جمله مسائل موجود در تفاسیر مذکور، موضوع اجتهاد و تأثیر آن در گزینش، چینش و تعداد روایات مربوط به هر سوره است. مذهب فکری، شرایط بومی و عصر زندگی آن دو مفسر مانند: گرایش غالب زیدیه بر کوفه در دوره زیست فرات، دوری وی از مدینه و عدم دسترسی به امام، فشارها و تنگناهای سیاسی، عصرغیبت، اختصاص عصمت به اصحاب کسا و وجود قرائن سندی از زیدبن علی در سند روایات تفسیر فرات‌کوفی از جمله استنادات غالب بودن روش و نگرش زیدیه بر تفسیر فرات‌کوفی است. از طرفی نزدیکی عیاشی به مرکز نقل حدیث امامیه، انتخاب عناوین روایات در تفسیر عیاشی و ... از جمله مسائلی بوده که در انتخاب و نگارش تفسیر عیاشی مؤثر بوده‌است. اختلاف فاحش تعداد روایات ذیل هر سوره نوعی دخالت اجتهاد در نگارش تفاسیر نامبرده را بیان می‌کند.دراین پژوهش با روش تحلیلی– تطبیقی مندرجات این دو اثر مقایسه شده، وجوه مختلف تفاسیر نامبرده مورد واکاوی قرار گرفته‌ و نتایج قابل توجه آن در معرض دید مخاطبان است.

تحلیل تفاوتهای جنسیتی موجود در آیات‌الاحکام از منظر ویژگی «دیگرخواهی»

صفحه 71-95

https://doi.org/10.22054/ajsm.2021.23377.1329

شهلا رحمانی، میترا پورسینا

چکیده تدبّر در شاخص‌های جنسیتی برگرفته از آیات‌الاحکام، گویای تشریع حکیمانۀ احکام بر اساس ویژگی‌های شخصیتی و فیزیولوژیکی زن و مرد است به گونه‌ای که این ساختار متفاوت در حقوق ایشان انعکاس ‌می‌یابد و پیوند نزدیکی بین احکام تشریعی و ساختار روانشناختی دو جنس برقرار می‌کند. پژوهش حاضر با تلفیق مباحث تفسیری و دستاوردهای روانشناختی، و با توجه به خصیصۀ «دیگرخواهی»، که در تتبعات روانشناختی منشأ اصلی ویژگی‌های شخصیتی زن شمرده می‌شود، به تحلیل تفاوت‌های جنسیتی آیات‌الاحکام در آیات مربوط به «عدّه»، «درجه» و «قوامیت»‌ می‌پردازد. در این بررسی درمی‌یابیم که تعبدی بودن حکم «عدّه» با ساختار لطیف زنان در ارتباط است؛ تعبیر «درجه» در لسان قرآن حاکی از قدرت تعقل و دور اندیشی‌ مردان است که انتظار می‌رود در راستای مدارا با برخی تبعات منفی دیگرخواهی که ممکن است در برخی شرایط بر وجود زن عارض گردد، برای حسن معاشرت با زنان از خود نشان دهند؛ و قوامیت و حمایت مرد به ثبات عاطفی زن کمک می‌کند.

آفرینش زبانی قرآن در واژۀ «التَّهلُکَه» و رابطۀ آن با معنای «انفاق»

صفحه 97-124

https://doi.org/10.22054/ajsm.2021.48244.1568

زینب روستایی، زهرا محمدی زاده

چکیده واژه «التَّهلُکَه» بر وزن «التَـّفعُلَه» از نظر صرفی واژه‌ای خاص است و هیچ کلمه دیگری در زبان عربی با این وزن وجود ندارد. موضوع آیۀ‌ 195 سوره بقره که این واژه در آن به کار رفته، انفاق است. آیه ضمن امر به انفاق از گرفتار شدن به تهلکه باز می‌دارد. تفسیرهایی متفاوت و گاه متناقض ذیل این آیه بیان شده‌است که از جمله مهم-ترین آن‌ها امتناع از به هلاکت انداختن خود در اسراف یا امساک انفاق است. با توجه به وابستگی معنای این واژه با انفاق در آیه مذکور، برای شناخت حدود انفاق باید معنای دقیق تهلکه را دریافت، و این‌که چه ارتباطی میان هلاکت و انفاق وجود دارد؟ همین امر بیانگر اهمیت شناخت معنای تهلکه است. نتایج حاصل از بررسی ریشه واژه در قرآن، به روش تحلیلی- توصیفی و با رویکرد شناختی حاکی از آن است که معنای ریشه «هـ ل. ک.» نوع خاصی از نابودی را می‌رساند به ویژه که کلمه با این ساختار صرفی نادر به کار رفته‌است. از طرفی با تحلیل شناختی آیه، معنای دوم آیه یعنی خودداری از به هلاکت افکندن خود با امساکِ در انفاق تأیید می‌شود. با درک این معنا، این حقیقت به دست می‌آید که انفاق رهایی‌بخش انسان از هلاکت است؛ خواه انفاق مال و دارایی باشد و یا انفاق عزیزترین ثروت انسان؛ یعنی جان و عمر که با بذل آن در راه خداوند، جاودانگی حاصل می‌آید.

سبک‌شناسی گفتمانی ساختارهای مجهول (جزء سی‌ام قرآن کریم)

صفحه 125-149

https://doi.org/10.22054/ajsm.2021.43296.1583

ابراهیم فلاح، اعظم دهقانی نیسیانی

چکیده سبک‌شناسی گفتمانی متون ادبی را از منظر گفتمانی مورد تحلیل و بررسی قرار می‌دهد و با قدم نهادن در عرصه‌های فراتر از جمله و ورود به عرصه تحلیل گفتمان، موضوعی جدید در مطالعات سبک شناختی، فراهم آورده‌است. مهم‌ترین مؤلفه‌ها در سبک‌شناسی گفتمانی عبارتند از: تحلیل گفتمان بر اساس بافت موقعیتی جمله-ها، کنش‌های گفتاری و سبک‌های نحوی. از سویی ساختارهای مجهول غالباً با حذف عامل یا کنشگر، تلاش می‌کنند مفهومی فراتر از مفهوم ظاهری جمله نشان دهند و واکاوی اینگونه ساختارها با روش‌های تحلیل گفتمانی، اهمیت فراوانی در زبان دارد. این مقاله در پی آن است با کمک روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر نظریه تحلیل گفتمان، ساختارهای مجهول جزء سی‌ام را از طریق نظریه سبک‌شناسی گفتمانی مورد تحلیل و بررسی قرار دهد، نتایج حاصل از تحقیق نشان داده‌است که کنش گفتاری در ساختارهای مجهول جزء سی‌ام قرآن بیشتر، از نوع ترغیبی و سبک نحوی جملات همپایه است و قرآن کریم به هنگام سخن گفتن درباره رخدادهایی که وحشت‌آور است از جملات مجهول بیشتر استفاده می‌کند. در بسیاری از موارد، هدف تأکید بر رویدادها در جملات مجهول و واداشتن انسان‌ها به تفکر و تأمل در رویداد و گاهی نیز هوشیار ساختن افراد غافل است.

نقش ارتباط معنایی آیات در تفسیر المیزان با رویکردی بر قرینۀ سیاق

صفحه 151-176

https://doi.org/10.22054/ajsm.2021.49736.1586

امان اله ناصری کریموند، قاسم بستانی

چکیده یکی از مؤلفه‌های مهم علّامه طباطبائی در تفسیر المیزان درنظرگرفتن روابط معنایی موجود در بین آیات می‌باشد که ایشان این روابط را با عنایت به قرائن قرآنی به ویژه قرینۀ سیاق کشف می‌نماید. مقالۀ پیش‌رو که با ابزار کتابخانه‌ای و به روش توصیفی-تحلیلی نگارش یافته، به بررسی یکی از مبانی‌ مؤلف المیزان (ارتباط معنایی آیات) در فهم قرآن پرداخته‌است. حاصل این مطالعه چنین بیان می‌شود که از منظر علّامه مهم‌ترین و رایج‌ترین روابط معنایی آیات در گونه‌هایی از روابط محکم و معناداری از جمله: رابطۀ تعلیل موجود در آیات (تعلیل قسمتی از آیه برای قسمت دیگر آن آیه و تعلیل یک آیه توسط آیه‌ای دیگر)، مقدمه‌چینی برای بیان مطلبی (یک جمله برای بیان جمله‌ای دیگر از همان آیه و یک آیه برای بیان آیۀ دیگر)، جواب به سؤال موجود و مقدّر (در همان آیه و در آیات دیگر)، در نظر گرفتن رابطۀ مطلق و مقید و رابطۀ تخصیص و تعمیم (تعمیم خاص و تخصیص عام) نهفته است که کشف مراد خداوند متعال و ارائۀ تفسیر صحیح از آیات، مستلزم در نظر گرفتن این روابط می‌باشد.