دوره و شماره: دوره 7، شماره 24، پاییز 1395، صفحه 1-216 

بازپژوهی کارکردهای سیاق در تفسیر المیزان

صفحه 7-46

https://doi.org/10.22054/ajsm.2016.8088

رسول محمدجعفری، حسن اصغرپور، مرتضی اوحدی

چکیده در روش تفسیر قرآن به قرآن، یکی از قراین مقالیّه برای فهم آیات، توجه به سیاق آن‌هاست. از این رو، علامه طباطبائی که در تفسیر المیزان به روش تفسیر قرآن به قرآن عنایت ویژه‌ای داشته، به سیاق آیات اهمیت فراوانی داده‌است، آن سان که بالغ بر 2111 بار قاعدة سیاق را در فهم و تبیین آیات و روایات به کار گرفته‌است. برخلاف پژوهش‌های پیشین که تنها بخشی از کارکردهای سیاق را در المیزان تحقیق کرده‌اند، این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی به احصا و بررسی دقیق تمام استعمال‌های سیاق در این تفسیر پرداخته‌است و کارکردهای آن را در دو محور کلان ایجابی و سلبی سامان داده‌است. در محور کارکردهای ایجابی، چهارده کارکرد مختلف سیاق، از جمله بیان احکام شرعی، تاریخ‌گذاری آیات، تبیین مبهمات، تبیین مفهوم آیات، تبیین و تعیین معنای واژگان و... به دست آمد و در محور کارکردهای سلبی سیاق نیز سه رویکرد نسبت به سیاق تبیین گردید.

ارزیابی دیدگاه مفسران فریقین دربارة آیة میثاق

صفحه 47-72

https://doi.org/10.22054/ajsm.2016.8089

بیژن منصوری

چکیده در آیات 172 و 173 سورة مبارکة اعراف، حکایتی نقل می‌شود که در تحلیل معنای آن‌ میان مفسران فریقین اختلاف وجود دارد. بعضی از مفسران این حکایت را تمثیل می‌دانند و آن را بر اساس نظریة تمثیل تفسیر می‌کنند و باور دارند که منظور آیات مذکور، جریان متعارف زندگی دنیایی و گرایش درونی انسان به خداست. اما برخی از آن‌ها این حکایت و خطاب نهفته در آن را واقعی می‌دانند. از نظر گروه دوم، عالمی وجود داشته که در آن، خداوند از همة بنی‌آدم بر وحدانیت و ربوبیّت خود پیمان گرفته‌است. البته میان گروه دوم در تفسیر این عالم تفاوت وجود دارد، بعضی آن را به عالم عقل، برخی به عالم ملکوت و عده‌ای هم به عالم ذرّ تفسیر می‌نمایند. غیر از دو نظریة تمثیل و عالم ذرّ، همة دیدگاه‌های دیگر تضعیف می‌شوند.

ماهیت و ساختار اعجاز قرآن در نظام اندیشگانی خطابی و جرجانی

صفحه 73-104

https://doi.org/10.22054/ajsm.2016.8090

سهیلا جلالی کندری، فرشته معتمد لنگرودی

چکیده اعجاز قرآن از جمله مسایل محوری در مباحث اندیشمندان است. ابوسلیمان خطابی و عبدالقاهر جرجانی از صاحب‌نظران در این عرصه هستند که وجه اعجاز قرآن را در نظم آن مطمح نظر قرار داده‌اند. جستار حاضر، با روش توصیفی‌ـ تحلیلی و با رویکرد مقایسه و نقد، به بررسی آرای خطابی و جرجانی در زمینة اعجاز قرآن کریم پرداخته‌است. خطابی معتقد است که اساس بلاغت در قرآن به گونه‌ای است که اگر لفظی از جای خود برداشته شود و لفظ دیگری به جای آن قرار گیرد، سخن تباه می‌گردد یا شکوه و جلوه‌ای که داشته، از میان می‌رود و در نتیجه، بلاغت رخت برمی‌بندد. لیکن نظریة نظم از منظر جرجانی با نحو مرتبط است. از دیدگاه وی، نظم از طریق ادراک معانی نحوی محقّق می‌گردد و این ادراک از طریق گزینش نیکو میسّر است. وی معتقد است که لفظ در نظم، تابع معناست. همچنین، ارتباط میان الفاظ، مانند ارتباط‌های نحوی، به خودی خود، به نظم منجر نمی‌شود، بلکه ترتیب معانی و ساختار آن در ذهن متکلّم است که موجب نظم می‌شود. خطابی و جرجانی هر دو اعجاز تأثیری قرآن را می‌پذیرند، ولی تحدّی قرآن را در نظم آن دانسته‌اند. تأمل در نظرات این دو اندیشمند نشان می‌دهد که رویکرد خطابی در البیان بلاغی است، اما جرجانی در دلائل الإعجاز رویکردی نحوی‌ـ بلاغی و در عین حال، هنری دارد. در حقیقت، جرجانی اندیشة نظم را به کمال رساند، به گونه‌ای که اکنون از نظر بسیاری، مهم‌ترین وجه اعجاز محسوب می‌شود.

حقوق اقلیت‌های دینی در نهج‌البلاغه

صفحه 105-134

https://doi.org/10.22054/ajsm.2016.8091

حسین زارع، رحمت‌الله روحی

چکیده برقراری اتحاد، برادری و صلح یکی از ویژگی‌های دین مبین اسلام است. از آن رو، همزیستی مسالمت‌آمیز به عنوان یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های زندگی در جوامع اسلامی مطرح است. در این رابطه، تعاملی که بین مسلمانان با اقلیّت‌های دینی بر مبنای قرارداد ذمّه شکل گرفته، از مصادیق مهم صلح‌جویی دین مبین اسلام است. بی‌گمان اثبات ادعای عدالت‌جویی و صلح‌طلبی دین اسلام در برخورد با هم‌پیمانان خود، تنها با اثبات حقوق مسلّم اقلیت‌های دینی در جامعة اسلامی میسّر است. با این رویکرد، مقالة حاضر بر آن است تا با کنکاش در سخنان امام علی(ع) در نهج‌البلاغه به ارزیابی حقوق اقلیّت‌های دینی در جامعة اسلامی بپردازد و اثبات کند کههمزیستی مسالمت‌آمیز با پیروان سایر ادیان و رعایت حقّ حیات جانی و مالی، آزادی اندیشه و بیان، برابری با رعایت اصل ابراز محبت به همة مردم، اصل تساوی در برابر قانون و حقوق اجتماعی و اصل احترام به سنّت‌ها و قوانین دیگر ادیان، یک اندیشة اصیل اسلامی در سیرة آن بزرگوار است و در گفتار و کردار آن حضرت نمایان و مشهود استکه این حسن سلوک و رفتار احترام‌آمیز در ارتباط با همة اقلیت‌ها به‌خوبی تحقق یافته‌است.

بررسی تطبیقی دیدگاه مفسران فریقین دربارة فراز«صَدَّقَ بِهِ» (زمر/33)

صفحه 135-158

https://doi.org/10.22054/ajsm.2016.8092

حامد دژآباد، اعظم خداپرست

چکیده یکی از آیاتی که اهل سنت دربارة فضایل ابوبکر مطرح نموده‌اند، آیة Pوَالَّذِی جَاء بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِO (الزمر/33) می‌باشد. ایشان با استناد به روایات وتحلیل‌هایی که از این آیه نموده‌اند، فراز «صَدَّقَ بِهِ» را به «ابوبکر» نسبت داده‌اند. مهم‌ترین دلیل روایی آنان، روایتی منسوب به امام علی(ع) است که بر اساس آن، مصداق این فراز از آیه، ابوبکر می‌باشد. از سوی دیگر، با مطرح نمودن سبقت ابوبکر بر دیگران در تصدیق پیامبر اکرم(ص)، شهرت ابوبکر به این آیه و تعمیم لفظ آیه برای اثبات همین ادعا تلاش نموده‌اند. در این نوشتار، مستندات و دلایل مفسران فریقین در یک بررسی تطبیقی ارزیابی خواهد شد و با توجه به دلایل متعدد درون‌متنی و برون‌متنی، به این نتیجه خواهد رسید که روشن‌ترین مصداق این آیه، «حضرت علی(ع)» است و روایت منسوب به آن حضرت(ع) و دیگر دلایل اهل سنت بر مبنای منابع مورد اعتماد خودشان پذیرفتنی نیست.

کارکرد تفسیری اقتباس‌های قرآنی خطبه‌های حضرت زهرا(س)

صفحه 159-178

https://doi.org/10.22054/ajsm.2016.8093

فتحیه فتاحی‌زاده، حسین افسر دیر

چکیده برای غنا بخشیدن به یک کلام می‌توان از جملات و عبارات کلامی فراتر از آن استفاده نمود. به این عمل که یکی از محسنات علم بدیع به شمار می‌رود، اقتباس گفته می‌شود. از آنجا که قرآن در بُعد ادبی نیز صاحب اعجاز است، سخنوران و خطیبان در گفته‌های خود به فراخور حال، آیاتی را از قرآن اقتباس کرده‌اند. معصومان(ع) از جمله حضرت زهرا(س) نیز در خطبه‌ها، دعاها و سخنان خود به گونه‌ای شایسته و بجا از آیات قرآن اقتباس کرده‌اند. به این اقتباس‌های قرآنی، بیشتر از جنبة ادبی نگاه شده‌است و کارکرد دیگری برای آن ذکر نشده‌است. اما باید گفت این گونه اقتباس‌های قرآنی که در کلام معصومان(ع) صورت گرفته، یکی از بهترین منابع، برای دست یافتن به تفسیر قرآن است. بیشترین کارکرد این اقتباس‌ها، در توسعة دامنة تفسیر نقلی است؛ چراکه در روش تفسیر روایی، روایاتی که در آن صریحاً به تفسیر قرآن پرداخته شده‌است، جمع‌آوری می‌شود، ولی اگر به اقتباس‌های قرآنی معصومان(ع) توجه شود، می‌توان به تفسیرهای بیشتری از حضرات معصوم(ع) دست‌یافت.

سبک‌شناسی سورة جمعه

صفحه 179-198

https://doi.org/10.22054/ajsm.2016.8094

مرتضی سازجینی، عباس یوسفی تازه‌کندی

چکیده یکی از مهم‌ترین جنبه‌های اعجاز قرآن کریم، اعجاز ادبی آن است که این امر موجب شده قرآن کریم از دیرباز مورد توجه ادیبان و زبان‌شناسان قرار گیرد. با رشد و گسترش مباحث زبان‌شناسی در حوزه‌های تئوری و کاربردی، دانشمندان اسلامی به ارزش‌های این دانش پی‌ برده، قوانین و شیوه‌های آن را با دقت بررسی کرده‌اند و در پی اجرای آن در قرآن کریم به عنوان بلیغ‌ترین کلام هستند. در این نوشتار، با تقسیم سورة جمعه به چهار سطح آوایی، صرفی‌ـ نحوی و بلاغی و استخراج موارد مربوط به هر یک از سطوح، به رابطة آن‌ها با علم سبک‌شناسی پرداخته شده‌است. حاصل پژوهش بدین گونه است که هر کلمه‌ای در قرآن، معنای خاصی دارد که در بهترین جایگاه خود قرار گرفته‌است و چینش کلمات نیز به گونه‌ای است که در بهترین مکان از نظر نحوی قرار گرفته‌اند و همگی این ترکیب‌ها دلیل بلاغی دارند.