دوره و شماره: دوره 2، شماره 2، بهار 1390، صفحه 1-212 

برهان صدّیقین و وجوب و امکان در اثبات واجب تعالی از منظر فلاسفه‌ی بزرگ با تکیه بر قرآن و حدیث

صفحه 1-28

https://doi.org/10.22054/ajsm.2011.5449

محمد حسین بیات

چکیده در این جستار، اولاً به اختصار دیدگاه فلاسفه‌ی مشّاء و آخرین یافته‌های ایشان در اثبات وجود خدا با تکیه بر براهین وجوب و امکان و صدّیقین بررسی می‌شود. ثانیاً دیدگاه ویژه‌ی ملّاصدرا در باب برهان صدیقین بیان خواهد شد. نکته‌ی مهم آنکه نویسنده‌ی مقاله ریشه‌های فکری ملّاصدرا را بررسی کرده و نشان داده است که وی تحت‌تاثیر چه عواملی بدین دیدگاه دست یافته است.

نسبیت معنایی در کاربرد قرآنی اُمّ‌الکتاب

صفحه 29-50

علیرضا فخاری

چکیده اصطلاح «اُمّ‌الکتاب» سه‌بار در آیات قرآن به‌کار رفته است. نظرهای گوناگونی در این‌باره بیان شده است که باید گفت اتفاق‌نظر چشمگیری در میان آنها دیده نمی‌شود. برخی آن را در هر سه آیه یکی انگاشته و منطبق بر لوح محفوظ تلقّی کرده‌اند. عدّه‌ای دیگر نیز تفاوت‌هایی میان سه کاربرد قائل شده‌اند. به‌نظر می‌رسد که هر آیه را در عین عنایت به دیگر آیات - به‌ویژه دو کاربرد دیگر - نباید از نظر معنایی با هم خلط نمود و باید هریک را در جای خود بررسی کرد. با تأمّل در سیاق این آیات می‌توان بدین‌نتیجه رسید که این اصطلاح در مواضع مختلف به مدلول خاصّی دلالت دارد که جدا از دلالت آن در موضع دیگر است. از این‌روی می‌توان گفت که عبارت اُمّ‌الکتاب در آیات قرآن از معنای نسبی برخوردار است و معانی متعدّدی را حَسَب جایگاه خود برمی‌تابد؛ به‌طوری که در آیه‌ای به بخشی از کتابِ نازل شده بر پیامبر اسلام (ص)، در آیه‌ی دیگری به منشأ امور تشریعی و در آیه‌ای دیگر به مرجع اموری تکوینی دلالت دارد. وجه مشترک این اصطلاح در این است که در هر سه مورد اتّصال آن به منبع الهی و وحی کاملاً روشن است.

نام‌های قیامت در قرآن و سرِّ نامگذاری آنها

صفحه 51-84

https://doi.org/10.22054/ajsm.2011.5451

سید محمود طبیب حسینی

چکیده در قرآن کریم برای روز رستاخیز نام‌های زیادی به‌کار رفته که مشهورترین آنها «قیامت» است. گاه در منابع لغت همه‌ی این نام‌ها به روز قیامت معنا شده است و مترادف‌بودن آنها را القا می‌کند. گاه نیز با توجّه به ارتکازات ذهنی، معنای دقیق این نام‌ها از سوی مخاطبان دریافت نمی‌شود. در مقاله‌ی حاضر با تکیه به فرهنگ و لغت عربی و سیاق آیات شریفه و بررسی موضوعی واژه‌ها، علاوه بر «یوم القیامه» به معناشناسی دوازده نام دیگر پرداخته شده است. حاصل این بررسی آن است که هریک از این نام‌ها به‌گونه‌ی شگفت‌انگیزی اشاره به یکی از اوصاف قیامت دارد و به‌کارگیری هر نام در واقع با غرض انذاردادن، بازدارندگی مخاطبان از شرک، کفر، گناه، اثبات و ایجاد یقین در کسانی که نسبت به وقوع روز رستاخیز و بازپسین تردید داشته و دارند، بوده است.

نیایشگاه در عهد قدیم، عهد جدید و قرآن

صفحه 85-118

https://doi.org/10.22054/ajsm.2011.5452

عباس اشرفی

چکیده سؤال و درخواست بندگان خدا از خداوند قادر برای رفع حاجت و نیاز مادّی یا معنوی که مهم‌ترین آن درخواست نجات از ضرر و مرگ می‌باشد، عمدتاً در نیایشگاه‌ها صورت می‌پذیرد. این مقاله با روش تطبیقی در پی پاسخ به پرسشِ «چگونگی نیایشگاه در کُتُب مقدّس (عهد قدیم، عهد جدید و قرآن)» می‌باشد. در این نوشتار، ضمن واژه‌شناسی نیایش به تبیین جایگاه نیایشگاه از دیدگاه کُتُب مقدّس پرداخته، آنگاه مقایسه‌ی اجمالی بین دیدگاه‌ها نموده است. مکان عبادت در عهد قدیم، خیمه‌ی عبادت، کنیسه، در عهد جدید، سخن از کنیسه و نیز کلیسا و در قرآن سخن از مسجد می‌باشد. عهد قدیم تاکید بر سنگی‌بودن، در بلندی‌بودن، مذبح‌بودن مکان نیایشگاه دارد. در عهد جدید صرفاً تأکید بر مؤمنان است. در قرآن تأکید بر مؤمنان، مکان و زمان است. عهد قدیم مقرّراتی را برای ورود به عبادتگاه وضع می‌کند، ولی عهد جدید برای ورود به کلیسا منعی قرار نداده است. قرآن ورود مشرکین را به داخل مسجدالحرام منع می‌کند. مسجدالحرام از حیث محوریّت عبادی- اجتماعی در اسلام با هیچ نیایشگاهی قابل قیاس نمی‌باشد و در یهود و مسیحیّت چنین محوریّتی وجود ندارد.

عوامل منع کتابت حدیث و پیامدهای آن

صفحه 119-146

https://doi.org/10.22054/ajsm.2011.5453

محمد صدقی

چکیده یکی از مسائل که در اسلام اهمیّت ویژه‌ای دارد، بررسی تاریخ حدیث از این نظر است که نهی از کتابت حدیث به چه دلیل و هدفی انجام گرفت؟ آیا رسول خدا (ص) کتابت حدیث را نهی فرموده بود؟ و اگر آن حضرت منع نموده بود، چرا عدّه‌ی چشمگیری از صحابه حدیث نبوی را می‌نوشتند؟ برعکس اگرآن حضرت (ص) منع نفرموده بود، چه عواملی موجب جلوگیری از کتابت حدیث شد و هدف از آن چه بوده است؟ نویسنده‌ی این مقاله بدین‌نتیجه رسیده است که ادّعای نهی از کتابت حدیث از سوی رسول خدا (ص)، نمی‌تواند درست باشد، بلکه به نظر می‌رسد که رأی درست در این مورد آن است که نهی از کتابت حدیث نبـوی، بعد از رحلت آن حضرت (ص) و از سـوی دستگاه حاکم وقت، به‌ویژه از سوی خلیفه‌ی دوم و هدف از این کار تقویت پایه‌های حکومت نـوپا بوده است. از این‌رو، به‌رغم اشاره‌ی صحابه بر نوشتن سنّت نبوی، به مردم اجازه داده نشد حدیـث را جز آن احادیثی که دستگاه تأیید می‌کرد، بنویسند و با کتابت حدیث، آثار صحیح نبوی، سالم به‌دست مسلمین برسد که در نتیجه‌ی این ممنوعیّت، بسیاری از احادیث نبـوی در این‌باره متروک شد یا مغفول ماند و مردم از سنّت نبوی به‌ویژه آن احادیث که مربوط به امر خلافت بود، ناآگاه ماندند و بدین‌ترتیب از خالی‌شدن پشتوانه‌ی فکری و ایدئولوژیک حکومت جدید جلوگیری شد.

دفاع امام صادق (ع) از قرآن در برابر شبهات زنادقه

صفحه 147-176

https://doi.org/10.22054/ajsm.2011.5454

محمد شعبانپور

چکیده قرآن کریم به‌عنوان بزرگ‌ترین معجزه‌ی جاوید پیامبر اسلام (ص) از همان ابتدای نزول آن، هدف اصلی هجوم تمام نویسندگان مخالف آن در شرق و غرب قرار گرفت. البتّه قرآن خود مخالفین خویش را به مبارزه دعوت نموده است و این دعوت تا قیامت صادق و پابرجاست. در قرن دوم هجری و عصر صادقین (علیهماالسّلام) نیز گروهی از مخالفان همان شکستی را که مشرکین در عصر نزول تجربه کرده بودند، دوباره تجربه کردند. در این مقاله تلاش بر این است تا شبهات قرآنی این گروه به ‌همراه پاسخ‌های امام صادق (ع) بیان شود. این امر علاوه بر اینکه می‌تواند بیانگر تفکّرات گروه شبهه‌سازان باشد، نقش شیعیان و شاگردان امام صادق (ع) را نیز در دفاع از حریم قرآن نمایان می‌کند. بر این اساس، این مقاله بر سه محور اصلی تنظیم شده است؛ ابتدا به معرّفی اجمالی شبهه‌سازان پرداخته است، آنگاه مدافعان حریم قرآن معرّفی می‌شود و در نهایت با بررسی شبهات قرآنی و نقد آن در مکتب امام صادق (ع) این بحث در حدِّ یک مقاله به پایان می‌رسد.

خداشناسی برهانی و شهودی با تکیه بر قرآن کریم و نهج‌البلاغه

صفحه 177-206

https://doi.org/10.22054/ajsm.2011.5455

امن الله تایران

چکیده در این مقاله کوشش شده تا در دو بخش، خداشناسی برهانی و شهودی به‌عنوان دو شیوه‌ی شناخت خدای یگانه مورد تعمق و تأمل قرار گیرد. در قرآن کریم و به تبعیت از آن در نهج‌البلاغه به‌طور خاص به تبیین این دو راه خداشناسی پرداخته شده است، چراکه راه اوّل (خداشناسی برهانی) توجّه در عالم خلق با ابزار عقل و تفکّر است که بر معرفت حق تعالی استوار شده و از مخلوق بر وجود خالق استدلال می‌کند و راه دوم (خداشناسی شهودی) به‌عنوان بصیرت باطنی و شهود قلبی، مطمئن‌ترین، متقن‌ترین و درعین‌حال، دشوارترین شیوه‌ی خداشناسی است که انسان‌های مخلَص با عنایت و هدایت ویژه‌ی خداوندی در دل خود از آن بهره‌مند می‌شوند.