دوره و شماره: دوره 8، شماره 26، بهار 1396، صفحه 1-204 

بنیادهای هویت‌مداری زن در آموزه‌های مکتب نبوی

صفحه 7-36

https://doi.org/10.22054/ajsm.2017.8816

مجتبی عطارزاده

چکیده در طول تاریخ، زنان به دلیل نادیده انگاشته شدن موجودیت و هویت مستقل آنان از سوی نظام‌های اجتماعی حاکم بر جوامع مختلف انسانی، همواره در معرض آسیب شخصیتی قرارداشته‌اند که به مراتب مهم‌تراز آزارهای جسمی است. هرچند تلاش‌هایی با هدف ارتقای منزلت و جایگاه زن انجام گرفته، اما به دلیل اینکه کمتر احیای شخصیت زن در مرکز این فعالیت‌ها قرار داشته، تحول چندانی در وضعیت این بخش مهم از جامعة انسانی رخ نداده‌است و موقعیت کهتری زنان تداوم یافته‌است. در جریان حرکت‌های توحیدی که توجه مضاعف به احیای شخصیت و تأمین استقلال وجودی افراد با هدف برون‌رفت از وضعیت رقّت‌بار و منحط این جهانی و خدا‌گونه شدن در سرلوحۀ اقدامات رهبران قرار دارد، تأمین احساس امنیت وجودی فارغ از ملاحظات جنسیتی‌ـ در مرد وزن‌ـ یکسان دنبال می‌شود تا زمینة تجلی حضور که ویژگی برجستة نوع انسان در فعالیت‌های اجتماعی روزمرة است با قاطعیت فراهم آید. در این بین، اقدام پیامبر اعظم در مقابله با قرادادهای اجتماعی زن‌ستیز مرسوم در زمان ظهور خویش که نه تنها برای جنس زن حقوقی قائل نبود، بلکه اصولاً او را ازدایرة انسانیت بیرون می‌دانست، گامی بس مهم در راستای هویت‌یابی زن‌ (این بخش مهم از پیکرة انسانیت‌) به‌شمار می‌آید؛ چه آنکه به مجرد تلاش زنان برای تخطی از این قراردادها، نوعی جریان سیل‌آسای اضطراب و تشویش به سوی آنان روان می‌شد که در عمل انگیزة حضور در عرصة عمومی و یا حتی طرح به عنوان عنصری تأثیرگذار در عرصة خانواده را از ایشان سلب می‌نمود. بدین سان، تکریم زن در برترین اشکال خود، همچون بوسه بر دستان دختر و یا گرامی داشتن همسر و یا پذیرفتن استقلال اقتصادی زن و... از سوی مردی در منتهای مردانگی، همچون رسول گرامی اسلام، مسیری را گشود که در تاریخ، نه تنها زنانگی عیب و نقصی به‌شمار نمی‌آید، بلکه مایة فخر و مباهات زنان و عامل قوّت قلب و اعتماد به نَفْس وجودی آنان در پیمایش عرصه‌های مختلف اجتماعی نیزخواهد بود.

واکاوی نظریة «جدایی نهاد دین از حکومت» در مکتب علوی(ع)

صفحه 37-62

https://doi.org/10.22054/ajsm.2017.8817

مهدی گنجور، اکرم احمدیان احمدآبادی

چکیده با نگاة گذرا به تاریخ زندگی پیامبران الهی، این واقعیت را به‌روشنی می‌توان دریافت که آنان رهبری جوامع بشری را در حوزه‌های مختلف زندگی فردی و اجتماعی و نیز دنیوی و اخروی به‌دست داشته‌اند و در پی رسالت الهی خود، ضمن مبارزه با انواع انحرافات اعتقادی و اخلاقی با ناهنجاری‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی نیز شدیداً برخورد می‌کردند و برای اصلاح آن‌ها به تلاش‌های گستردة طاقت‌فرسایی دست می‌زدند. حال آنکه سکولاریسم نظریه‌ای است که بر محدودیت نقش دین در زندگی تأکید دارد و یکی از خواسته‌های اصلی آن، جدایی دولت از نهاد دین است. سکولارها دین را امری فردی می‌دانند که شایستگی دخالت در امور مهم زندگی، از جمله حکومت را ندارد؛ به عبارت دیگر، آنان در پی حکومت و دولتی مستقل از دین هستند. از این رو، هدف مقالهی حاضر آن است که به سبک مسئله‌محور، با روش توصیفی‌ـ تحلیلی و به صورت کتابخانه‌ای، اولاً به رهیافت علوی(ع) در مقولة دین و سیاست دست یابد. ثانیاً به نقد وارده بر نظریة سکولاریسم، مبنی بر جدایی دین از سیاست با توجه به دیدگاه امام علی(ع) بپردازد.

برهان افول: احتجاج ابراهیم(ع) بر توحید ربوبی

صفحه 63-86

https://doi.org/10.22054/ajsm.2017.8818

محسن میری

چکیده در طول تاریخ، محوری‌ترین موضوعی که انبیای الهی کوشیده‌اند مردم را به سوی آن سوق دهند، اصل توحید و نفی شرک بوده است. از جملة این تلاش‌ها، رویکردهای استدلالی و عقلانی حضرت ابراهیم (ع) است که در قرآن کریم منعکس شده‌است. وی در مواجهة فکری با مشرکان زمان خود برای نفی ربوبیت ستارگان، ماه و... و نیز اثبات توحید ربوبی، از برهان بهره می‌گیرد. از این برهان، تبیین‌های مختلفی صورت گرفته‌است.یکی از این تبیین‌ها، ارجاع این استدلال به «برهان حدوث» است. این تبیین از سوی متفکرانی مورد انتقاد قرار گرفته‌است. این پژوهش با روش استنادی ـ تحلیلی ـ استنباطی، ابتدا به تبیین برهان مزبور و نیز انتقادهای وارد بر آن می‌پردازد و آنگاه این انتقادها را ارزیابی می‌کند و تبیین جدیدی از آن را با ارجاع مفهوم «افول» به «نقص و فقر ذاتی و وجودی» ارائه کرده‌است، به گونه‌ای که از آن انتقادها مصون باشد.

بررسی واژه‌های «یذبحون»، «صفوان»، «نُکسُوا»، «یخادعون»، «سفهاء»، «یَصطَرِخُون» و «حطه» بر اساس تجزیة آحاد واژگان

صفحه 87-108

https://doi.org/10.22054/ajsm.2017.8819

محمد شریفی، هوشنگ بیگی یارولی

چکیده ترجمه، بازسازی یک کلام در زبان دیگر است، به طوری که تمام معانی و مقاصد صاحب کلام در زبان مقصد بازگو شود. از این رو، متن ترجمه، آیینة تمام‌نمای متن اصلی است. مهم‌تریم مسئله در ترجمه، رعایت اصلی است که مترجم برای جایگزنی معادل واژه‌ها باید در دستور کار خود قرار دهد، به طوری که متن ترجمه، برابر و همسان متن مبدأ باشد. توجه به مؤلفه‌های مختلف معنایی واژه، امری کاملاً ضروری است. هرچند در پاره‌ای از موارد شاید نتوان عملاً به این مقصود دست یافت، اما باید برای یافتن نزدیک‌ترین و دقیق‌ترین معادل، نهایت تلاش خود را به‌کار بست. هدف از این مقاله، پاسخ به این پرسش است که آیا مترجمان کلام وحی، هنگام ترجمه به اجزا و عناصر تشکیل‌دهنده و مؤلفه‌های معنای واژه‌های قرآن در فرایند ترجمه، توجه و دقت داشته‌اند و در ترجمه‌های خود، آن را منعکس کرده‌اند یا نه؟ از این رو، در این مقاله، نگارندگان ترجمة برخی از مترجمان را بر اساس کتب لغت و تفسیر نقد و بررسی می‌کنند. بررسی ترجمه‌های ارائه‌شده بر اساس هفت واژة قرآن کریم از برخی آیات کلام وحی، نشان‌دهندة نبودِ توجه کافی مترجمان به اصل واژه‌یابی‌دقیق و نیز لحاظ نکردن مؤلفه‌های معنایی زبان مبدأ است. همچنین، عموم مترجمان از لایه‌ها و طبقات معنایی که در الفاظ کلام وحی نهفته است، غفلت ورزیده‌اند.

بررسی و تحلیل مفهوم قصر در سورة نجم

صفحه 109-130

https://doi.org/10.22054/ajsm.2017.8820

حسن مجیدی، پروین تیموری

چکیده در قرآن کریم، آیات بسیاری در قالب قصر بیان شده که اسلوب قصر و حصر از باب‌های مهم علم معانی در میان اقسام علم بلاغت است. قرآن کریم این آرایة ادبی را با روش‌های گوناگون به‌کار گرفته‌است. این پژوهش با روش بلاغی به بررسی شیوه‌های مهم قصر و راه‌های آن و تقسیم‌های مختلف آن، اعمّ از قصر موصوف، صفت بر حقیقتی و اضافی و بالعکس و نیز تقسیم آن بر اساس مقتضای حال مخاطب، یعنی افراد، تعیین و قلب به استناد کتب بلاغی و تفسیری می‌پردازد. مهم‌ترین هدف این تحقیق، دست یافتن به دقایق و نکات قصر در سورة نجم است. شناخت شیوة بلاغی قصر در فهم آیات قرآنی ضرورت تام دارد و بدون توجه به آن، بسیاری از معانی آیات الهی در پرده می‌ماند.

تفسیر تطبیقی آیة 21 سورة روم و رویکردهای آن

صفحه 131-164

https://doi.org/10.22054/ajsm.2017.8821

محمدعلی رضایی اصفهانی، حمیده شورگشتی

چکیده از آنجا که خداوند متعال قرآن را به عنوان چراغ راه بندگانش نازل فرموده تا ایشان با تمسّک به این گوهر عظیم راه سعادت و کمال خود را طی کنند، شایسته است تا هرچه بیشتر و بهتر در راه رسیدن به این هدف، از ژرفای آیات این کتاب الهی پرده برداشته شود. یکی از مسائلی که در این کتاب نورانی به آن پرداخته شده، بحث سنت‌های الهی است. یکی از سنت‌های مطرح در قرآن، خلقت زوجی در عالم است. این سنت تا آنجا اهمیّت دارد که خداوند از آن به عنوان نشانة خود در زمین یاد می‌کند. این نکته در آیة 21 سورة روم مطرح شده‌است. در باب تفسیرقرآن، کارهایی در قالب کتاب‌های تفسیر، مقاله و پایان‌نامه‌های قرآنی انجام گرفته‌است. اما آنچه در این پژوهش به آن پرداخته شده، نگاه مسئله‌محور به آیه با توجه به نظرات بیشتر مفسران شیعه و اهل سنت است که تاکنون به این جامعیت کاری صورت نگرفته‌است. روش این مقاله، نقلی‌ـ تحلیلی است. چون زوجیت، قانونی فراگیر در میان همة مخلوقات و جانداران، به‌ویژه انسان است، ما قائل به تعمیم این سنت به همة افراد جامعه شده‌ایم؛ یعنی زوجیت فکری، روحی، جسمی و سبب بودن آن برای ایجاد سکن، مودّت و رحمت.

سیر استکمالی انسان در تفسیر عرفانی امام خمینی(ره) و علامه جوادی آملی

صفحه 165-186

https://doi.org/10.22054/ajsm.2017.8822

الهه هادیان رسنانی

چکیده این پژوهش از نوع کاربردی است که با هدف بررسی سیر استکمالی انسان در قرآن و عرفان انجام شده‌است. در این تحقیق، به روش مطالعة توصیفی‌ـ تحلیلی بدین پرسش پاسخ داده می‌شود که چه مؤلفه‌هایی از دیدگاه امام خمینی(ره) و علامه جوادی آملی بر کمال انسان تأثیر می‌گذارد و موجب می‌شود تا از فرصت زندگی در این دنیا که بهترین، بلکه تنها زمان برای رشد و پرورش روح است، استفاده نماید. راهکارهای قرآن و عرفان دربارة این مسئله چیست؟ پس از گردآوری اطلاعات به روش کتابخانه‌ای و تجزیه و تحلیل آن‌ها به روش تحلیل محتوا این نتایج به دست آمده‌است: نگاه حضرت امام خمینی(ره) و علامه جوادی آملی به گونه‌ای است که برخلاف برخی دیگر از اهل عرفان مانند ابن‌عربی در تقسیم‌بندی اولیه خود، انسان را به دو قسم «انسان کامل» و «انسان حیوان» تقسیم نمی‌کنند، بلکه انسان را برخلاف حیوانات، صاحب دو مقام می‌دانند که به سبب داشتن مقام عنداللّهی، برای دور شدن از خوی حیوانی ‌باید «سیر استکمالی» داشته باشد، چنان‌که هدف از خلقت نیز چنین بوده‌است. از نگاه ایشان، انسان به دلایل متعددی (مانند مقام خلافت الهی و نیز قوس نزول و صعود)، نسبت به دیگر موجودات از کرامت برخوردار است. بنابراین، با سِیر استکمالی خود،  قابلیت حرکت به سوی غایت غیرمتناهی الهی را دارد.