دوره و شماره: دوره 17، شماره 52، فروردین 1405 
قرآن پژوهی

معناشناسی و ارزیابی ترجمۀ واژۀ "ابل" در قرآن کریم

https://doi.org/10.22054/ajsm.2024.72950.1915

عباس اسماعیلی زاده، سیدابوالقاسم موسوی، سیده فرناز اتحاد

چکیده بررسی معناشناختی واژگان قرآن کریم، برای درک بهتر مضامین عالی آن از اهمیّت زیادی برخوردار است. با توجّه به اهمیت این امر، پژوهش حاضر به دنبال ترسیم سِیری منطقی، جهت معرفی الگویی کاربردی و پیاده ­سازی آن به­ منظور معناشناسی واژگان قرآن کریم است که منجر به فهم معنای دقیق آیات و همچنین رفع شبهات پیرامون عدم فرازمانی بودن قرآن کریم شود. پژوهشِ پیشِ­رو، به شیوه تحلیلی توصیفی داده­های مورد نظر را استخراج و تحلیل و بررسی نموده است. بر این مبنا، تبیین شده است که معنای کانونی واژگان چه کارکردی در فهم مفردات قرآن کریم دارد و چه ابزار و عواملی می­توانند در این زمینه نقش مؤثر و محوری داشته باشند. نتایج پژوهش با این رویکرد که «هریک از مشتقات یک ماده به چه معنایی به­کار رفته و ارتباط آن با ماده اصلی، چگونه است؟» حاکی از آن است که بین معنا و مفهوم همه­ی واژگان برگرفته از یک ماده، ارتباط مشترک و معناداری وجود دارد که این مفاهیم و عناصر در تمامی واژگان برگرفته از آن ماده وجود دارند؛ اما در طول زمان و به دلایل گوناگون از جمله کثرت استعمال، مفاهیم برآمده از یک ماده بر یک واژه خاص غلبه معنایی پیدا کرده و حتی به عنوان یک اسم برای آن تبدیل شده است. از همین رو برای شناخت معنای دقیق هر یک از واژگان قرآنی شایسته است که علاوه بر اطلاع از معنای لغوی، به صنایع ادبی، بافت کلام، کلمات مجاور، نشانه‌ها و قرائن موجود توجه شود تا معنای رساتر و روشن­تری از آن ارائه گردد. از بررسی تفاسیر و ترجمه­ها در خصوص این واژه مشخص شد نکات معناشناسانه در انتقال معنای واژگانی مورد توجه قرار نگرفته است.

قرآن پژوهی

تأثیر عناصر زیباشناسی در اتصال و ارتباط قصص سوره شعراء

https://doi.org/10.22054/ajsm.2026.81409.2066

محمد کشاورزیان، زینب السادات حسینی، عباس اشرفی

چکیده سوره شعراء مکی و دارای ۲۲۷ آیه است که اکثر آیات آن، قصص پیامبران است. دراین سوره قصص بترتیب تاریخی ذکر نشده ولذا عدم ترتیب تاریخی قصص، تعلیل ذکر بخش خاص آنها، تأثیر عناصر زیباشناسی در اتصال و ارتباط قصص، ارتباط این قصص با فضای نزول، مسأله تحقیق می باشند. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی با استفادهِ منابع کتابخانه ای این مسائل را بررسی کرده و به یافته های ذیل دست یافت که خداوند در گفتار اول سوره، آیات 1-8، طرح مسأله نموده و آیات میانی و پایانی که آیات قصصی و گفتار آخرند، جهت ترغیب مشرکان زمان نزول به ایمان آوردن، تقواپیشگی، عبرت از عواقب وخیم ایمان نیاوردن اقوام گذشته، متناسب با فضای نزول نازل شده است. بررسی گفتارها بیانگر آن است که غرض سوره: «ایمان به توحید ربوبی وعبرت از سرنوشت دیگران» است. ازطریق بررسی گفتارها و آیات و غرض سوره به دست آمد که خداوند از طریق قصه اول و دوم، قصه حضرت موسی (ع) و حضرت ابراهیم (ع)، راهبردهای اولویت دار در دعوت پیامبر(ص) یعنی انتخاب وزیر، دعوت از حاکمان و ملأ و اقربا را ارائه داد و در همه قصه ها، تکذیب همه پیامبران، انواع بی تقوایی اقوام، ربط اصول دین چون توحید با اخلاق و عاقبت ایمان نیاوردن و سرانجام آیه شدن آنان را بیان نمود. آیات سوره ضمن برخورداری از عناصر صنعت بدیع و پیوستگی لفظی گفتارِ 9 به آیات ابتدائی، نشاندهنده نزول یکباره سوره و نیز نزول آن در زمان 1/3 اول دوره مکی می باشد.

قرآن پژوهی

ارزیابی ترجمه‌های فارسی عبارت «وَردَةً کَالدِّهان» در پرتو استعاره‌های مفهومی

https://doi.org/10.22054/ajsm.2025.81907.2076

محمدحسین نقی زاده، سجاد محمدفام، فرزاد دهقانی

چکیده از جمله آیاتی که به توصیف تطوّرات آسمان در روز قیامت پرداخته است، آیة 37 از سورة مبارکة رحمن است. آیة یادشده، در توصیف تطوّرات آسمان، از یک استعارة مفهومی بهره برده است که در آن، آسمان به «دِهان» تشبیه شده است. در این استعاره، تطوّرات آسمان به مثابة حوزة مقصد استعاره‌ای است که با «دِهان» به مثابة حوزة مبدأ استعاره توضیح داده شده است. امّا این که واژه «وَردَةً» در این استعاره چه نقشی بازی می‌کند، در میان مترجمان قرآن کریم، اختلاف‌برانگیز بوده است؛ به این معنا که عدّه‌ای را به سمت برگردانی تک‌استعاره‌ای، و عدّه‌ای را به سمت برگردانی با دواستعاره یا تشبیه مرکّب سوق داده است. نوشتار پیش رو کوشیده است تا با تجزیه و تحلیل اجزای استعارة مورد بحث به کمک نمونه‌های رایج استعاره در قرآن کریم، به ارزیابی عملکرد مترجمان بر پایة رویکردشان در رابطه با استعارة موجود در این آیه بپردازد. آنچه نتایج این نوشتار از آن حکایت می‌کند، چنین است که ترجمه‌های دواستعاره‌ای به دلیل عدم مطابقت با اسالیب استعاره در ادبیات عرب بویژه قرآن کریم، مردود هستند و آنچه مترجمان را به سمت چنین رویکردی سوق داده است، تیرگی معنایی در برخی واژه‌های این آیه ازجمله «وَردَةً» و «اَلدِّهان» می‌باشد که سبب گشته مترجمان سوای در نظر گرفتن تطابق ساختار استعاری متن در زبان مبدأ با زبان مقصد، دست به برگردان آیه به زبان فارسی زده و بدین سبب گاه به خطا رفته‌اند.

قرآن پژوهی

جستاری درفهم پژوهشگران قرآنی از قرینه سیاق در تفسیر المیزان

https://doi.org/10.22054/ajsm.2025.83150.2092

علی حسن بیگی

چکیده قرینه سیاق ازجمله اثرگذارترین قرائن در فهم آیات قرآن کریم به شمار می‌آید و ازاین‌رو در فرایند تفسیر قرآن، نقشی بنیادین ایفا می‌کند. بر همین اساس، نویسنده تفسیر «المیزان» در موارد فراوانی از این قرینه بهره گرفته و آن را در تفسیر آیات به کار برده است. درباره مقصود علامه طباطبائی از قرینه سیاق، مقالات و پژوهش‌های متعددی نگاشته شده است؛ بااین‌حال، به نظر می‌رسد بسیاری از نویسندگان این آثار، برداشت خویش از مفهوم سیاق را بر تفسیر المیزان تحمیل کرده و درنتیجه، به تبیین دقیق مراد علامه دست نیافته‌اند. نگارنده در این پژوهش با بهره‌گیری از روش توصیفی ـ تحلیلی و با تکیه بر متن تفسیر المیزان، درصدد بازشناسی مقصود علامه طباطبائی از قرینه سیاق است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که مقصود علامه طباطبائی از قرینه سیاق، بیش از آنکه ناظر به پس‌وپیش آیات باشد، ناظر به مضمون و محتوای آیات است. بر این اساس، تمسک به قرینه سیاق در المیزان با دیدگاه نویسنده آن درباره اجتهادی بودن ترتیب برخی آیات قرآن منافاتی ندارد؛ زیرا اگر قرینه سیاق به معنای پس‌وپیش آیات تلقی شود زمینه تعارض و ناسازگاری میان نظریه علامه درباره اجتهادی بودن ترتیب برخی آیات و استناد به قرینه سیاق در تفسیر فراهم خواهد شد. همچنین بررسی‌ها نشان داد که دیدگاه علامه در خصوص تقدم قرینه سیاق بر حدیث در مقام تعارض، نیازمند تأمل است؛ زیرا علامه قرینه سیاق را از سنخ قرائن لُبّی تلقی می‌کند و قرینه لُبّی هیچ‌گاه توان مقابله با قرینه لفظی (حدیث) را ندارد. افزون بر این، علامه خبر واحد تفسیری را حجت نمی‌داند؛ ازاین‌رو اساساً زمینه تعارض میان قرینه سیاق و خبر واحد تفسیری فراهم نمی‌شود؛ چراکه تعارض تنها میان دو حجت قابل‌تصور است، نه میان حجت و لاحجت.

قرآن پژوهی

نقد استناد به معنای لغوی «تدبر» در نام‌گذاری روش تفسیری تدبر در قرآن کریم

https://doi.org/10.22054/ajsm.2025.84583.2114

سید محمد صادق موسوی، علی عربی آیسک، مهدی عبادی

چکیده فهم دقیق واژگان قرآنی نقش بنیادینی در دستیابی به مراد الهی دارد؛ زیرا برداشت نادرست از یک واژه می‌تواند به شکل‌گیری اصول تفسیری ناصواب منجر شود. در سال‌های اخیر، روشی با عنوان «تدبر در قرآن» رواج یافته که بر پایه‌ی فهم ارتباطات درونی آیات و سوره‌ها بنا شده و نام خود را از واژه‌ی «تدبر» برگرفته است. این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر منابع معناشناسی زبان عربی، به بررسی معنای اصلی واژه‌ی «تدبر» پرداخته و نشان می‌دهد که استناد به معنای لغوی این واژه برای نام‌گذاری یک روش خاص تفسیری، فاقد پشتوانه‌ی علمی کافی است. اگرچه این روش می‌تواند یکی از شاخه‌های تفسیر تلقی شود، اما اطلاق عنوان «تدبر» بر آن، از منظر زبان‌شناسی و معناشناسی، محل تأمل است. مقاله نتیجه می‌گیرد که این شیوه‌ی خاص در فهم آیات قرآن، ارتباط مستقیمی با ماده و هیئت واژه‌ی «تدبر» ندارد و نام‌گذاری آن به این عنوان، از منظر علمی قابل نقد است.

قرآن پژوهی

نقد و بررسی ترجمه کنایه های قرآن در ترجمه‌های معاصر فارسی

https://doi.org/10.22054/ajsm.2025.84246.2107

منصور ترابی، کاظم قاضی زاده، سیده فاطمه حسینی میرصفی

چکیده کنایه یکی از ارکان مهم بلاغت است و از تصریح بلیغ­تر و شیواتر است؛ اسلوبی است که گوینده، در کلام خود ملازم یک معنی به جای آن معنی بکار می­برد تا ذهن مخاطب را از آنچه در کلام آمده، به آنچه نیامده منتقل کند. استفاده از کنایه علل گوناگونی دارد مانند رعایت ادب، زیباسازی کلام و تعریض. قرآن از تمام آرایه­های ادبی برای زیباسازی کلام خود استفاده کرده است و کنایه یکی از آن صنایع ادبی است که به انگیزه­های متفاوت در قرآن بکار رفته است. از سویی ترجمه قرآن یکی کلیدی­ترین راهکارهای فهم آن است که نیازمند آشنایی مترجم با ادبیات، علوم بلاغی، و تاریخ ادبیات زبان مبدأ است. آنچه در ادامه خواهد آمد، بررسی ترجمه برخی از تعابیر کنایی در ترجمه الهی قمشه­ای، مسعود انصاری، فولادوند، مکارم شیراری، خرمشاهی، رضایی، مشکینی، گرمارودی، خانم صفارزاده، ارفع و بهرام­پور است. در این ارزیابی، با واژه­شناسی تعابیر کنایی، به نقد شیوه مترجم پرداخته شده است. بر این اساس ترجمه صفارزاده، مکارم شیرازی، آیتی و گرمارودی با هدف بکارگیری کنایه در تعارض است. ارفع و بهرام­پور به ترجمه تحت­اللفظی پناه برده­اند. و مشکینی و صفارزاده به ترجمه تفسیری پرداخته­اند.

قرآن پژوهی

واکاوی گفتمان‌شناختی مفهوم خلقت موت در آیه ۲ سوره ملک؛ تلاقی دانش تفسیری و نظام‌های قدرت

https://doi.org/10.22054/ajsm.2026.86486.2144

علی سلحشور

چکیده عبارت «الذی خلق الموت و الحیات» در آیه ۲ سوره ملک، به دلیل انتساب فعل «خلق» به «مرگ»، چالش‌های کلامی و هستی‌شناختی فراوانی را در میان مفسران برانگیخته است. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و با بهره‌گیری از رویکرد تحلیل گفتمان الهیاتی، به واکاوی آراء مفسران در این باره پرداخته است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که می‌توان ۱۴ انگاره و نگاه متفاوت مفسران را در چهار رویکرد کلانِ «تقدیری، تکوینی، وجودی و غایت‌شناختی» دسته‌بندی و تحلیل نمود. نتایج حاکی از آن است که اگرچه مفسران در تبیین ماهیت خلقت مرگ (عدمی یا وجودی بودن) و چرایی تقدیم آن بر حیات، تحت تأثیر مبانی کلامی و فلسفی خود بوده‌اند، اما برآیند آراء، مرگ را از یک رخداد انفعالی به پدیده‌ای «فعال، هدفمند و مخلوق» ارتقا می‌دهد. مسألۀ تقدم مرگ بر زندگی در آیه نیز، بیش از آنکه ترتیبی زمانی باشد، یک مهندسی معنایی با درون‌مایۀ آزمون الهی و بیدارباش تربیتی است. در نهایت، این مطالعه نشان می‌دهد که مرگ و زندگی در افق قرآنی، ابزارهایی متافیزیکی برای بازاندیشی در چیستی مسئولیت اخلاقی و معنای حیات انسان هستند.

قرآن پژوهی

بررسی زبان‌شناختی سورۀ نمل در چارچوب نظریۀ کنش گفتاری سرل

https://doi.org/10.22054/ajsm.2026.85235.2121

الهه کمری

چکیده این پژوهش به بررسی زبان‌شناختی سوره نمل در چارچوب نظریه کنش گفتاری جان سرل می‌پردازد. هدف اصلی آن تحلیل دقیق و جامع انواع کنش‌های گفتاری (از جمله اظهاری، ترغیبی، تعهدی، عاطفی و اعلامی) و بررسی نقش آنها در انتقال پیام‌های الهیاتی، عبرت‌آموزی تاریخی و آماده‌سازی مخاطب برای معاد است. به‌منظور دستیابی به اهداف پژوهش، از روش توصیفی-تحلیلی استفاده شد و آیات سوره نمل به‌صورت نظام‌مند و در چارچوب دسته‌بندی سرل بررسی شدند. یافته‌های این پژوهش نشان داد که کنش‌های اظهاری به‌عنوان ۴۱٪ از کل کنش‌ها، با تأکید بر حقایق تاریخی و طبیعی، پایه استدلالی سوره را شکل می‌دهند و داده‌های عینی را به مخاطب منتقل می‌کنند. همچنین کنش‌های ترغیبی، که شامل ۲۷٪ از مطالب سوره هستند، با ترکیب اوامر مستقیم و پرسش‌های استفهامی، مخاطب را به تغییر رفتار و اصلاح نیت‌ها فرامی‌خوانند. در کنار این، کنش‌های تعهدی با سهم ۲۵٪، از طریق وعده‌ها و تهدیدها، احساس اطمینان به عدالت و حکمت الهی را تقویت می‌کنند. کنش‌های عاطفی و اعلامی، به ترتیب ۶٪ و ۱٪، نیز هم‌ذات‌پنداری مخاطب و اقتدار الهی را برجسته می‌سازند. در نهایت، این پژوهش با پیوند نظریه‌های زبان‌شناسی مدرن و متون دینی، به‌عنوان گامی نو در تحلیل تعاملی قرآن و درک اهداف چندلایه آن محسوب می‌شود و می‌تواند به شناخت عمیق‌تری از ساختار و محتوای سوره‌ها کمک کند.

قرآن پژوهی

تحلیلی بر رویکرد تأویل‌گرایانۀ روزبهان بقلی دربارۀ آیۀ نور (با تأکید بر تفسیر عرائس‌البیان‌فی‌حقائق‌القرآن)

https://doi.org/10.22054/ajsm.2026.85448.2124

سید امیر جهادی حسینی

چکیده از جملۀ تفاسیر مطرح عرفانی که به زبان عربی و توسط یکی از عرفای برجستۀ قرن ششم، تصنیف شده است باید از عرائس‌البیان‌فی‌حقائق‌القرآن نگاشتۀ روزبهان بقلی که در زمرۀ تفاسیر فیضی-اشاری است، یاد نمود. هر چند که روزبهان در این تفسیر تحت تأثیر بزرگانی چون قشیری است، اما گرایش خاص تفسیری وی -که متأثر از اندیشه‌های جما‌ل‌پرستانۀ اوست- نیز آشکار است. آیۀ نور، از رمزی‌ترین و در عین حال پربحث‌ترین آیات مبارکۀ قرآن در میان مفسّران و عرفاست؛ روزبهان در تفسیر آیۀ مبارکۀ نور ضمن بحثی دقیق و مبسوط و با بهره‌گیری از شهود عارفانه و در یک طبقه‌بندی منحصر به فرد، به تأویل آیه پرداخته است. رویکرد روزبهان مبتنی بر دو نگرش حرف‌گرایی و تشبیهی است؛ در محور اخیر نیز شاهد رویکردهای فرعی روزبهان (صفات الهی، عالم اکبر و عالم اصغر) هستیم. در پایانِ تفسیرِ آیه، روزبهان مطابق شیوۀ تفسیر مأثور و روایی به نقل اقوال عرفای پیشین نیز مبادرت جسته است. نویسنده در پژوهش حاضر با تکیه بر روش تحلیل و توصیف محتوای کیفی و از منظر مبانی تفسیر عرفانی به بحث و تحلیل مسئلۀ پژوهش پرداخته است.

قرآن پژوهی

بازخوانی سیر تاریخی آراء مفسران در بارۀ «وَلَا تَقْتُلُوا أَنفُسَکُمْ» در آیۀ 29 سورۀ نساء

https://doi.org/10.22054/ajsm.2025.86992.2158

نصرت نیل ساز، اسماعیل شعبانی کامران

چکیده یکی از مباحث مهم و چالش‌برانگیز در حوزۀ تفسیر قرآن، تبیین مفهوم «وَلَا تَقْتُلُوا أَنفُسَکُمْ» در آیۀ ۲۹ سورۀ نساء است. در طول تاریخ تفسیر، از این تعبیر قرآنی برداشت‌های گوناگونی ارائه شده است که از مصادیق فقهی تا تأویل‌های اخلاقی و اجتماعی را در بر می‌گیرد. پژوهش حاضر با هدف بررسی سیر تاریخی دیدگاه‌های مفسران شیعه و سنی دربارۀ عبارت «وَلَا تَقْتُلُوا أَنفُسَکُمْ» انجام شده است. روش تحقیق بر پایۀ گردآوری داده‌ها به شیوۀ کتابخانه‌ای و تحلیل محتوای کیفی استوار است. در این راستا، آراء تفسیری در قالب هفت رویکرد اصلی شناسایی و بر اساس ترتیب تاریخی تحلیل شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که معنای آیه از «نهی از کشتن دیگران» در تفاسیر نخستین، به «نهی از خودکشی و افکندن خویش در هلاکت» در دوره‌های میانه، و سپس به مفاهیمی چون «نابودی اخلاقی، اجتماعی، اقتصادی» و حتی «قتل شخصیت و کرامت انسانی» در تفاسیر متأخر گسترش یافته است. مفسران اهل سنت با تکیه بر روایات صحابه و تأکید بر وحدت امت اسلامی، بیشتر بر جنبۀ فقهی آیه تأکید کرده‌اند؛ در حالی‌که مفسران شیعه با بهره‌گیری از روایات اهل‌بیت (ع) و گرایش به تأویل، ابعاد گسترده‌تری از معنای «قتل نفس» را مطرح کرده‌اند. برآیند نهایی پژوهش نشان می‌دهد که برداشت‌های گوناگون مفسران، نه متعارض بلکه مکمل یکدیگرند و در مجموع، تصویری جامع از حرمت هر نوع نابودی حیات، کرامت و سلامت انسان در ساحت‌های فردی و جمعی را ارائه می‌کنند.

حدیث پژوهی

مطالعات حدیث‌شناختی خاورشناسان معاصر در بوته نقد

https://doi.org/10.22054/ajsm.2026.81725.2073

باقر ریاحی مهر

چکیده نخستین مطالعات دقیق علمی غرب درباره حدیث از اواسط قرن نوزدهم در راستای مطالعات تاریخی درباره پیامبر(ص) گسترش پیدا کرد. در این میان سنت و حدیث اسلامی یکی از مسائلی است که از جانب خاورشناسان بشدت مورد تردید قرار گرفته است. بنابراین نقد و بررسی آثار خاورشناسان باید بهره‌وری در اولویت مراکز پژوهشی ما قرار داشته باشد. البته در دنیای اسلام فعالیت‌های در زمینه پاسخگویی به آن شبهات به انجام رسیده ولی قطعاً کافی نبوده است و حق آن است که به ویژه اسلام شیعی حرکت‌های ارزنده‌تری در جهت پاسخگویی به شبهات خاورشناسان انجام دهد. از سوی دیگر باید درنظر داشت که فعالیت‌های انتقادی مسلمانان نیز باید روزآمد بوده و متناسب با تحولاتی که در رویکردهای خاورشناسان اتفاق افتاده، تغییر کند.
پژوهه حاضر با بهره جستن از شیوه توصیفی و تحلیلی و با رویکرد انتقادی همراه با گردآوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات سامان یافته و به مطالعات حدیث‌شناختی خاورشناسان معاصر در بوته نقد پرداخته است. یافته‌های پژوهش نشان می دهد که مطالعات حدیثی خاورشناسان، وابسته به جریانی است که رویکرد تشکیک‌آمیز، تاریخی‌محور و روای و حدیثی و جریان مدافع اصالت و اعتبار تاریخی نسبت به اعتبار حدیث اسلامی را برنمی‌تابد این جریان نوین، مطالعات حدیثی جریان‌‌های خاورشناسی پیشین را مورد تحلیل قرار داده و تا حدود زیادی مبانی و پیش‌فرض‌ها، مبانی روش‌شناسانه و نیز نتایج آنها را ردّ و ابطال نموده است.

حدیث پژوهی

حجیت دلیل نقلی در اصول اعتقادی وشبهات کلامی با تاکید بر دیدگاه محدثین

https://doi.org/10.22054/ajsm.2026.88384.2179

علی کربلایی پازوکی

چکیده موضوع این پژوهش بررسی محدوده دلالت دلیل نقلی در اثبات اصول اعتقادی وشبهات کلامی از منظرمحدثین،متکلمین و اخباری ها است. در قرآن و روایات برحجیت دلیل عقلی ونقلی تاکید شده است . اما در مورد محدده آن دراصول و فروع اعتقادی و پاسخ به شبهات کلامی اختلاف دیدگاه وجود دارد. . هدف این تحقیق تبیین محدده دلیل نقلی در اثبات اصول اعتقادی دینی و شبهات کلامی از منظر محدثین ، متکلمین و اخباری وره آورد های آن است . تحقیق حاضر از روش توصیفی و تحلیل متن و مقایسه تطبیقی بهره برده شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که محدثین تمایل به نقل گرایی دارند .متکلمین واصولی ها حجت در اصول اعتقادی و پاسخ به شبهات آن را تنها از آن عقل می دانند . اخباری ها نیز در اصول و فروع اعتقادی تنها نقل راحجت می دانند که این دیدگاه به ایمان گرایی افراطی وظاهر گرایی می انجامد.. اما دلیل نقلی که شامل یک استدلال عقلی باشد ،مورد وفاق جریان های کلامی در ا صول اعتقادی و شبهات کلامی است .این مساله سبب گسترش محدوده استدلال دراصول اعتقادی ازعقل فلسفی به عقل شهودی و کلی وفطری است. افزون بر آن از خرد گرایی افراطی در این حوزه هم بر حذر است

قرآن پژوهی

طراحی و اعتباریابی بسته آموزشی درس قرآن با تاکید بر داستان اجتماعی .

https://doi.org/10.22054/ajsm.2026.88410.2180

حجت اله خدامرادی، حمید رضا مقامی، مهدی واحدی، محمدرضا نیلی احمدآبادی، نورعلی فرخی

چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی بسته آموزشی درس قرآن با تاکید بر داستان اجتماعی و اعتباریابی بود که با استفاده از پارادایم تفسیرگرایی، با رویکرد ساخت‌گرایی اجتماعی با استدلال استقرایی و با طرح پژوهش کیفی برای دستیابی به اهداف خود تلاش کرد. برای شناسایی مولفه‌های بسته آموزشی از مصاحبه نیمه‌ساختاریافته استفاده شد. جامعه پژوهش شامل معلمان متخصص قران، متخصصان تکنولوژی آموزشی، برنامه‌ریزی درسی و روانشناسی بود که تعداد 17 نفر به عنوان نمونه از بین آنها انتخاب شد. روش نمونه‌گیری از نوع هدفمند بود. مصاحبه‌ها با استفاده از روش استراوس و کوربین (1990) تحلیل شد. یافته‌های پژوهش نشان داد که بسته آموزشی در دوازده جلسه شامل به چالش کشیدن دانش‌آموز جهت تقویت یادگیری قرآن، به چالش کشیدن دانش‌آموز جهت بهبود مهارت‌های اجتماعی، برانگیختن کنجکاوی و پیوند داستان قرآنی با زندگی روزانه، برانگیختن کنجکاوی و ایجاد حس شایستگی یادگیری قران، درگیرکردن دانش‌آموزان در یادگیری قرآن از طریق رفع موانع، درگیرکردن دانش‌آموزان در یادگیری قرآن از طریق تقویت مهارت، انس با قرآن از طریق طنزآمیزکردن یادگیری، تطبیق مسائل روزانه با قصه‌های قرانی از طریق فانتزی‌سازی، لذت بردن از قرآن و مدیریت یادگیری قرآن توسط کودکان طراحی شد. برای اعتباریابی بسته آموزشی از روش لاوشه (1975) استفاده شد و یافته‌ها نشان داد که همه متخصصان در شاخص نسبت روایی محتوایی وجود همه جلسات بسته آموزشی «ضروری» دانسته‌اند و در مورد شاخص روایی محتوایی نیز محتوای همه جلسات را «کاملا مرتبط» یا «مرتبط اما نیاز به بازبینی» تشخیص داده‌اند و بدین ترتیب روایی محتوایی بسته آموزشی با بالاترین درصد ممکن مورد تایید متخصصان قرار گرفت.

قرآن پژوهی

خوانشی نو از آیه ۹ سوره آل‌عمران در پرتو آیات 191 - 195

https://doi.org/10.22054/ajsm.2026.86209.2139

محمدحسین برومند، امیر جودوی، بتول علوی

چکیده موضوع «عدم خلف وعده» در بخش دوم آیه نهم سوره آل‌عمران پرسش‌های مهمی را پدید آورده است از جمله: مقصود از وعدة الهی در این آیه چیست و گویندة جمله پایانی چه کسی است؟ چه رابطه‌ای میان دو بخش آیه وجود دارد؟ علت وقوع التفات در بخش دوم چیست؟ همچنین، این پرسش اساسی مطرح می‌شود که آیا میان این آیه و آیات دیگر همین سوره، ارتباط معنایی وجود دارد؟ شناخت این رابطه‌ چگونه می‌تواند در فهم بهتر آیه نهم مؤثر باشد؟ این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی، ضمن استخراج و دسته‌بندی و نقد آرای مفسران، در پی پاسخ به این پرسش‌هاست. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که فهم آیه نهم بدون توجه به آیات پایانی سوره ناقص خواهد بود، نکته ‎ای که از دید مفسران مغفول مانده است. آیه ۹ به‌صورت موجز به مضامین دعاهای مفصل أولوالألباب در آیات 191 تا ۱۹۵ اشاره دارد؛ وعده‌هایی که شامل ضایع نشدن اعمال، پوشاندن بدی‌ها و ورود به بهشت است. فراز پایانی آیه ۹، سخن أولوالألباب است که توسط خداوند تأیید می‌شود، در نتیجه هم سخن أولوالألباب به شمار می‌رود و هم سخن خداوند. بهترین راه برای جمع این دو سخن استفاده از التفات است. التفات رابطه ای دو سویه میان دو بخش آیه برقرار نموده و موجب اشتراک و هم‌پوشانی گفتار عبد و رب در قالب جمله‌ای کوتاه و موجز شده است.

قرآن پژوهی

تبیین ساختار شبکه‌ای سنت‌های الهی و تأثیر متقابل آن‌ها بر یکدیگر در منظومه معرفتی قرآن با محوریت سنت‌های نظامی

https://doi.org/10.22054/ajsm.2026.89106.2193

مرضیه مومنی، محمد شریفی

چکیده این پژوهش با هدف تبیین ساختار شبکه‌ای سنت‌های الهی در منظومه معرفتی قرآن، با تمرکز بر سنت‌های نظامی انجام شده است. با توجه به اینکه مطالعات پیشین عمدتاً جزئی‌نگر بوده و به روابط درونی میان سنت‌ها نپرداخته‌اند، در این مقاله، با روش توصیفی تحلیلی و به کمک روش تفسیر قرآن با قرآن، روابط طولی، عرضی، متقابل دوسویه، تقویت کنندگی، تکمیل‌کنندگی و تعدیل‌کنندگی برخی از مهم‌ترین سنت‌های نظامی در منظومه معرفتی قرآن بیان شده‌است و ضمن ارائه مصادیق قرآنی برای هر کدام از این روابط و تعاملات، به تحلیل این روابط و الگوهای ارتباطی آن ها پرداخته‌شده‌است. فرضیه اصلی این است که سنت‌های الهی در قالب یک شبکه منسجم و تعاملی عمل می‌کنند، نه به‌صورت انفرادی، از این رو، نگاه تک بعدی یه سنت‌ها (مثلاً تأکید صرف بر سنت امداد، بدون توجه به سنت آزمایش) می‌تواند به اشتباهات استراتژیک بینجامد. یافته‌ها نشان می‌دهد سنت «اتمام حجت» به‌عنوان سنتی مقدماتی، زمینه‌ساز جریان سایر سنت‌هاست، درحالی‌که سنت‌هایی چون «هدایت مجاهدان»، «برگشت نیرنگ» و «نصرت مؤمنان»، سنت‌های غایی «پیروزی حق بر باطل» و «شکست کافران» را تقویت می‌کنند. این ساختار شبکه‌ای، الگویی جامع برای مدیریت بحران‌ها و طراحی استراتژی‌های دفاعی اسلامی فراهم می‌آورد.